قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3666
تاريخ الفي ( فارسى )
و كيفيّت عهد و پيمانى كه ميان چنگيز خان و خوارزمشاه منعقد بود و ابتداى نقض آن از جانب خوارزمشاه روى نمود در تواريخ معتبره چنين آوردهاند كه چون چنگيز خان عرصهء ولايت مغولستان را به ضرب شمشير آبدار از عصات و متمرّدين پاك ساخت و مملكت ختا را مسخّر گردانيد ، محمود يلواج خوارزمى و على خواجهء بخارى و يوسف كنكا اترارى « 1 » را به اتّفاق يكديگر شؤمهاى نقره « 2 » و نافههاى مشك تاتارى و تبّتى و سنگ يشم و جامهاى مذهّب و جامههايى كه از صوف سبز و سفيد در ديار تركستان مىسازند ، به رسم رسالت پيش سلطان محمّد فرستاد . « 3 » ايشان پس از وصول به بارگاه خوارزمشاه ( در بهار 615 هجرى ) از انوزده به عرض رسانيدند كه « خان بزرگ سلام مىرساند و مىگويد كه بزرگى خاندان و سرورى دودمان و فسحت و فضاى مملكت و تنفيذ حكم و فرمان ما و شما در اقاليم هفتگانه نه آن چنان اشتهار يافته كه مزيدى بر آن متصوّر تواند بود . اكنون به سبب جنسيت و قرب جوار و شوكت پادشاهى و دوستى موافقت تو از جملهء واجبات است و امروز من عزيزتر از تو فرزندى ندارم . و همانا به سمع تو رسيده باشد كه بارىتعالى از نقطهء شرق تا سرحدّ ولايت تو را به من ارزانى داشته و من اكنون فرمانفرماى مملكت ختا و مغولستان و تركستانام ، و تمامت قبايل مغول و تاتار مطيع و منقاد حكم مناند ، و جمعى كه سر از اطاعت حكم من پيچيدهاند خاك تيره بالين ساخته . شعر ؛ كسى كو ز فرمان من سر بتافت * بهجز خاك تيره نهالى نيافت نزد من معادن زر و نقره بسيار است و در ظلّ رايت فتح آيت من مردان كارزار زياده از حدّ شمار . و الحمد لله و المنّة كه چندان مملكت و شهرها دارم كه به فتح بلاد ديگر احتياج ندارم . اكنون اگر تو نيز در جادهء محبّت و دوستى و مودّت درآيى و در امن راهها سعى نمايى تا تجّار و متردّدين - كه آبادانى عالم و نظام جهان در آمدوشد ايشان است - به فراغت خاطر تردّد مىنموده ، موجب مزيد مودّت و اعتقاد خواهد بود . » چون فرستادگان چنگيز خان از اداى رسالت فارغ شدند ، خوارزمشاه آنها را نوازش پادشاهانه فرموده فرمان داد تا ايشان را در جاى مناسب فرود آورند ، و محمود يلواج را در خلوت طلب كرد و فرمود كه « اى محمود ، تو از خوارزم مايى و مردى مسلمانى . چيزى از تو مىپرسم . بايد كه هيچ پوشيده ندارى . اكنون راست بگوى كه خان تو بر ديار ختا استيلا دارد يا نه ؟ » و در
--> ( 1 ) . متن : توسنشاه اترارى . ( 2 ) . م : سومهاى نقره . ( 3 ) . خواجه رشيد الدّين تصريح بر اين دارد كه اين سه نفر همراه چهارصد و پنجاه تاجرى كه مدتها بعد بهعنوان بازرگانى و تجارت همراه سه تاجر ايرانى به ايران برگردانده شدند ، به رسالت به دربار خوارزمشاه فرستاده شدند . - جامع التواريخ ، ص 473 .