قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3640
تاريخ الفي ( فارسى )
بعد از مراجعت چنگيز خان به چند روز ، آلتان خان پسر خود را با وزير مذكور در خانبالغ گذاشته خود به جانب شهر نانگينگ « 1 » ، كه پايتخت اكثر خواقين ختا بود و دور آن شهر چهل فرسنگ است ، روان شد ؛ چه ، به اعتبار آنكه در كنار آب قراموران واقع شده و هواى او لطافت دارد ، بنابراين ، در قديم الايّام تختگاه بود . امّا چون شهر خانبالغ در ميان معمورهء ولايت ختاست ، الحال سلاطين آنجايى آن شهر را دار السّلطنه ساختهاند . القصّه چون آلتان خان به نواحى آن شهر رسيد ، در نواحى شهر جوجو حكم فرمود كه آنچه در اين تازگى از سلاح به لشكر قراختاييان داده شده بود همه را از ايشان گرفته به خزانه سپارند . قراختاييان چون اين خبر شنيدند در مقام تمرّد او شدند و سلاح نمىدادند . بنابراين ، آلتان خان فرمود تا مقدّم ايشان را كه سنكونه « 2 » نام داشت به ياسا رسانيد . قراختاييان چون از كشته شدن او خبردار شدند [ 214 ب ] از اردوى آلتان خان جدا شده سه نفر ديگر از بزرگان خود را بر خود امير ساخته بازگشتند . « 3 » و چون اين خبر به يكى از امراى بزرگ آلتان خان كه او را اونگينگ چينگسانگ « 4 » گفتندى و او جند اول لشكر بود رسيد ، سپاه خود را مستعد كرده در دو طرف پلى كه قراختاييان را از آن پل بايد گذشت ، نگاهداشت و منتظر آمدن قراختاييان بود . اتّفاقا چون طالع قراختاييان پرقوّت بود ، ايشان بر اين حالت اطّلاع يافته هزار جوان مردانه را از ميان خود برگزيده فرستادند كه از بالاى پل به چند كشتى از آب گذشته از عقب آن مردم كه در حوالى پل در كمين بودند درآمده ، ايشان را از سر پل به ضرب شمشير دور سازند . القصّه آن جماعت از اين طرف خالى الذّهن ، انتظار آمدن قراختاييان از آن طرف مىكشيدند ، كه ناگاه از اين طرف لشكر بر ايشان ريخت و اكثر ايشان را به قتل رسانيده اسب و سلاح از ايشان گرفته ، از پل گذشتند و رمه و گلهء پسران آلتان خان و امرايى كه در آن حدود مىبودند رانده به جانبى رفتند و قوّت تمام پيدا كردند . مقارن اين حال يكى از امراى قراختاييان كه او را ليوكو « 5 » گفتندى ، چون ديد كه در ختا فتنه و شورش به جايى رسيد كه هيچكس مزاحم كس نمىتواند شد ، فى الحال فرصت غنيمت دانسته جمعى را با خود متّفق ساخته ولايت تونك كينك « 6 » و قمپينك « 7 » را كه متصّل به ولايت قراختاييان بود به تصرّف خود
--> ( 1 ) . متن : علسك . اين نام در متن بهصورتهاى مختلف از جمله : يمكينك ، نمكينك ، و ناكينك نوشته شده است . اصلاح از روى جامع التواريخ ، ج 1 ، ص 645 ، صورت گرفت . در جامع التواريخ چاپ بلوشه ( ص 35 ) نيز بهصورت نمكينك ضبط شده است . ( 2 ) . متن : سكونه . ( 3 ) . اسامى اين سه نفر در جامع التواريخ بدينترتيب آمده است : چيندا ، بيزار ، بيلار . ( 4 ) . متن : قول بيك حسكساك ؟ ؟ ؟ . ( 5 ) . متن : ابوكه . ( 6 ) . متن : لوك ؟ ؟ ؟ لبيك . ( 7 ) . متن : قمينك .