قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3561
تاريخ الفي ( فارسى )
اتّفاقا قوريداى نام مردى اين كنگاچ « 1 » را پيش از آمدن به چنگيز خان رسانيد . چنگيز خان لشكر خود را مستعد ساخته متوجّه دفع ايشان شد و در موضع ييدّى قورقان « 2 » تلاقى آن دو فريق واقع شد ، و جاموقه طاقت مقاومت نياورده روى به گريز نهاد ، و قوم قنقرات همه به ايلى چنگيز خان درآمدند . بعد از آن در نوقاىييل « 3 » ، مطابق سنهء پانصد و نود و هشت هجرى ، چنگيز خان از كنار رودخانهء اولقوى شيلوگلجيت « 4 » كوچ كرده به عزم جنگ آلچى تاتار « 5 » و چغان تاتار متوجّه آن صوب شدند و حكم فرمود كه « هيچكس از سپاه من پيش از آنكه مهمّ ياغى صورت نگيرد ، او دست به اولجه « 6 » گرفتن دراز نكند كه بعد از شكست همه اولجهها را يك جا جمع آورده به راستى قسمت خواهيم كرد . » و در اثناى جنگ چند كس ، مثل : آلتان پسر قوتله قاآن « 7 » و قوچر پسر نكون تاييشى « 8 » و داريتى اوتچگين ( عمّ چنگيز خان ) سخن چنگيز خان را منظور نداشته شروع در اولجه گرفتن كردند . چون اين خبر به چنگيز خان رسيد بسيار آزردهخاطر شده قوبيلاى و جبه ( هردو ) را فرستاد تا اولجههاى ايشان را گرفته به حضور چنگيز خان آوردند . و ايشان از اين رهگذر از چنگيز خان رنجيده ، شروع در نفاق ميانهء چنگيز خان و اونگ خان كرده كار به جايى رسانيدند كه در جنگ اونگ با چنگيز خان از قبل اونگ خان به قتل رسيدند . و در همين سال برادر پادشاه نايمان ، بويروق خان و پادشاه مرگيت ، توقتا بيكى و اوقوچو بهادر و پادشاه اويرات ، قوتوقه بيكى اتّفاق نموده با لشكرى فراوان به جنگ چنگيز خان متوجّه شدند . بعد از تلاقى فريقين اكثر آن جماعت به قتل رسيدند و بقيّة السّيف متفرّق شده هر كدام به جانبى رفتند . چنگيز خان بهاتّفاق اونگ خان آن زمستان در موضعى كه او را ابجيه كوتگر « 9 » گويند - و در قديم الايّام آن موضع قشلاق قوم قنقرات بود - به سر بردند . در آن قشلاق چنگيز خان دختر اونگ خان ، چاوور بيكى را از جهت جوچى خان مىخواست ، و اونگ خان ، دختر چنگيز خان ( قوجين بيكى ) را جهت پسر خود سنگون « 10 » . اتّفاقا آن كار از پيش نرفت . و ميانهء چنگيز خان و اونگ خان رنجش بههم رسيد . و در اين وقت جاموقه - كه هميشه در باطن با چنگيز خان نفاق داشت - فرصت يافته [ 196 ب ] پيش سنگون ، پسر اونگ خان ، رفت و گفت : « آقاى من چنگيز خان را با تايانگ
--> ( 1 ) . كنگاچ : كنگاش فارسى است به معنى صلاح و مصلحت و مشورت كردن . ( 2 ) . متن : مددى قورقان . ( 3 ) . متن : بوقاىئيل . ( 4 ) . متن : القوى سلحبوت . ( 5 ) . متن : ايلچى تاتار . ( 6 ) . اولجه گرفتن : غنيمت گرفتن . ( 7 ) . متن : كون ؟ ؟ ؟ باسى . ( 8 ) . متن : قوتله قاآن . پيداست كه مؤلّف اسامى پدران اين دو شخص را سهوا جابجا كرده است . ( 9 ) . متن : لحيه كوبكر . ( 10 ) . متن : سگول .