قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3560

تاريخ الفي ( فارسى )

چنگيز خان وزيد و اكثر آن اقوام به قتل رسيدند و بقيّه السيف به متابعت چنگيز خان درآمده در سلك سپاه او انتظام يافتند . و در زمستان اين سال اونگ خان از جانب كلوران پيشتر كوچ كرده به راه قوبه‌قيا به جانب ولايت خود رفت و باقى سپاه و امراى او از عقب جوق‌جوق مىرفتند ؛ از جمله برادر اونگ خان ، جاگمبو « 1 » با امراى او آلتون آشوق « 2 » و ايل قوتور « 3 » و قول‌برى « 4 » گفته كه « اين برادر من ملول ، يعنى قزاق شده و در يك‌جا قرار ندارد ، و از بدخويى همه مردم را تلف كرد . ما را با او چگونه سلوك بايد كرد ؟ » آلتون آشوق اين حكايت را پنهان نداشته به عرض اونگ خان رسانيد . و چون اين خبر به سمع جاگمبو رسيد ، از ترس اونگ با چهار امير ديگر « 5 » از امراى اونگ گريخته پيش نايمان رفت ؛ چرا كه ميانهء نايمان و اونگ خان عداوت قديم بود . و به اتّفاق نايمان پيش تايانگ « 6 » خان رفتند . اونگ آن زمستان در موضع قوبه‌قيان « 7 » گذرانيد . و بعد از مفارقت اونگ خان ، چنگيز خان به جنگ بعضى از امراى مرگيت و تايچيؤت و تاتار ، كه مقدّم ايشان الاق اودور بود ، رفته و در موضع طالان نمورگس « 8 » ايشان را مقهور گردانيد . و در اين وقت قوم قنقرات مىخواستند كه پيش چنگيز خان رفته طوق اطاعت و انقياد در گردن كرده ايل شوند ، كه جبه ، جوچى قسار را تحريض نمود تا بر قنقرات تاخت آورد و ايشان به‌واسطهء آن حركت ترك آن عزيمت نموده شروع در مخالفت كردند . و چون اين خبر به چنگيز خان رسيد از جوچى رنجيده او را بازخواست نمود . و در اين وقت در ميانهء قوم باياؤت « 9 » پيرى دانا ، كه هميشه به رياضت سرمىبرد ، پيدا شد كه از وى خوارق عادت بسيار ظاهر مىشد ، و او به آواز بلند مىگفت كه « سچه بيكى « 10 » هوس پادشاهى دارد ، و ليكن كار نيست . و جاموقه ساچان كه همواره مردم را درهم مىاندازد نيز ، هوس خانى دارد ، امّا او را نيز ميسّر نمىشود ، جوچى قسار نيز در همين خيال مىباشد ، امّا آن خيال نيز باطل است ، ليكن اين تموجين استعداد آن دارد كه پادشاهى كند ، و همانا به مقام پادشاهى مىرسد . » و اين سخنان را به ايالغوى مغولى مسجّع و مصنوع گفته بود . آخر الأمر ، چنان شد كه بعد از آن در آق‌قوييل كه سال مرغ باشد ، مطابق سنهء پانصد و نود و هفت هجرى ، قوم قنقرات پيش جاموقه ساچان رفته چند قبيلهء ديگر را مثل قوم ايكيراس « 11 » و قورالاس و دوريان و قتقين و تايچيؤت را با خود متفق ساخته جاموقه را به خانى برداشته متوجّه جنگ چنگيز خان شدند .

--> ( 1 ) . متن : حاكمبو . ( 2 ) . متن : النون اشوق . ( 3 ) . متن : ايل قورى . ( 4 ) . متن : قول بورى . ( 5 ) . اين چهار امير عبارت بودند از : ايل قوتور ، ايل قونگقور ، نارين طغريل و آلين تايشى . - جامع التواريخ ، 1 ، 375 . ( 6 ) . متن : باتابك . ( 7 ) . متن : فوته‌قيا . ( 8 ) . متن : تلان تمورتكين . ( 9 ) . متن : بايارت . ( 10 ) . متن : سحه بيكى . ( 11 ) . متن : انكيراس .