قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3554
تاريخ الفي ( فارسى )
ماست كه آلتان خان از رخصت كردن تو پشيمان شده و اين نوبت كه مىروى از دست او به هيچوجه خلاصى ندارى . اكنون صلاح در آن است كه من اسبى دارم كه هيچ اسب در اين سرحدّ به او نمىتواند رسيد . آن اسب را به تو مىدهم . بر آن سوار شو و خود را خلاص كن از اين ورطهء هائله . » قبل خان سخن او را قبول كرد و در ساعت بر آن اسب سوار شده روى به راه نهاد . و چون سپاه آلتان خان خبر شد ، در عقب او تاختند . غير از آنكه قبل خان به خانهء خود فرود آمده بود از وى اثرى نيافتند . چون به خانهء قبل خان رسيدند ، قبل خان ايشان را بسيار عزّت نموده در [ 194 ب ] منزلى نيكو فرود آورد و ضيافت ، چنانچه لايق ايشان بود ، ترتيب داد . بعد از آن كمر مرصّع را كه آلتان خان به وى داده بود به برادر خود ، قاچولى ، بخشيد و امراى خود را طلب داشته در باب مردم آلتان خان مشورت نمود . رأى همگنان بر آن قرار گرفت كه ايشان را به تيغ بىدريغ بايد گذرانيد . پس قبل خان به فرمودهء قاچولى و ساير امرا و اعيان الوس ، فرمود تا آن جماعت را بالتّمام به قتل رسانيدند . و قبل خان را زنى بود از قوم قنقرات كه آن را قراقرلق گفتندى . از وى شش پسر داشت . پسر بزرگ اوكين برقاق « 1 » ، و دويم قوتله قاآن « 2 » ، و سيم برتان بهادر . « 3 » اوكين برقاق در حسن و جمال و اعتدال قامت در ميانهء آن طايفه ، بلكه در ميانهء جميع طوايف بنى آدم ، ممتاز بود . اتّفاقا روزى به عزم شكار بيرون رفته در صحرا شكار مىكرد كه ناگاه جمعى از تاتار به وى برخوردند و او را دستگير نموده نزد آلتان خان بردند . و چون آلتان خان دانست كه او پسر قبل خان است ، فرمود تا او را نيز مانند همبقاى بر خر چوبين به ميخ دوختند و به زارى هرچه تمامتر او را هلاك كردند . و در اين اثنا ، قبل خان وفات يافت و قوتله بهادر بر سرير خانى قرار گرفت و در اوايل سلطنت ، لشكر مغول جمع آورده به قصد انتقام خون برادر خود ، اوكين برقاق ، متوجّه آلتان خان شد . آلتان خان چون اين خبر شنيد سپاه بىنهايت از ختا و تاتار جمع آورده روى به دفع قوتله خان نهاد . بعد از تلاقى فريقين و اشتعال نايرهء جدال نسيم ظفر و پيروزى بر پرچم علم قوتله خان وزيد و ختاييان طاقت مقاومت نياورده روى به گريز نهادند . و چندان اسباب و اموال به دست سپاه قوتله خان افتاد كه از حساب و شمار بيرون بود . و چون قوتله خان را اجل موعود رسيد ، به اتّفاق امرا و اعيان برادرش ، برتان بهادر ، را كه بهواسطهء مردانگى و شجاعت لقب « خان » ى او به « بهادر » تبديل يافته بود ، بر سرير خانى قرار گرفت . در زمان حكومت او عمّش ، قاچولى ، وفات
--> ( 1 ) . وى جدّ اقوام قيات يوركين است . ( 2 ) . متن : قوبله خان . ( 3 ) . ق : برقان بهادر ؛ م ، ش : بوقان بهادر .