قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3026
تاريخ الفي ( فارسى )
چنانچه در ايّام سلطنت او در ولايتش هيچ احدى را [ 72 ب ] ياراى آن نبود كه بر ادنى رعيّتى زيادتى تواند نمود . امّا از زنا منع نمىكرد و او را قبيح نمىدانست و زنان را در رنگ مأكول و ملبوس مشترك مىدانست . و اين مذهب ، سابق مزدكيه مىداشتند . اگرچه در بعضى از تواريخ آورده كه افلاطون مشهور به شاگردان خود مىگفت كه « اگر شما را عزوبت - يعنى بىزن بودن - مشكل باشد و به تنهايى از نگاهداشتن زن عاجز باشيد ، چند كس در يك زن شريك شويد كه در اين امر مشقّت و كلفت كم است و معونت بسيار . » و اگر اين نقل از افلاطون صحيح باشد ، مخترع اين مذهب ، وى خواهد بود نه مزدك . و اللّه أعلم بحقايق الأحوال . القصّه ، بعد از فوت گور خان ، حكومت ولايت ماوراء النهر به دختر او تعلّق گرفت ؛ چه ، او را پسرى نمانده بود . و بعد از اندك زمان دخترش نيز فوت شد و امر حكومت و سلطنت ماوراء النهر و ساير بلاد گورخانى به زنش ، كه دختر عمّش بود ، متعلق شد . و همچنين ماوراء النهر در دست خطاييان بود تاآنكه در سنهء اثنى عشر و ستمأئه [ - 612 ] هجرى - چنانچه در وقايع اين سال مذكور خواهد شد - علاء الدّين محمّد خوارزمشاه آن ولايت را از دست خطاييان درآورده به تصرّف خود درآورد . و از وقايع اين سال آنكه اتسز خوارزمشاه بعد از آنكه سلطان سنجر شكست يافت و خطاييان ماوراء النهر را متصرّف شدند ، لشكرى انبوه بههم رسانيده متوجّه خراسان شد و در ماه ربيع الأوّل اين سال به سرخس رسيد . اهالى سرخس ، ابو محمّد زيادى را كه باوجود تبحّر در علوم و زهد و رياضت به نهايت مرتبه رسيده بود - چنانچه اهل آن زمان او را امام ابو محمّد گفتندى - پيش خوارزمشاه فرستادند . و خوارزمشاه او را اعزاز و اكرام بسيار نمود و بهخاطر او مطلقا با اهل سرخس تعرّض ننمود . و از آنجا به مرو شاهجان رفت . و از مرو [ امام ] احمد باخرزى كه پيشوا و مقتداى آن بلده بود به شفاعت اهالى مرو نزد اتسز خوارزمشاه آمد . و او وى را تعظيم و تكريم بسيار نمود و سخن او را در باب اهالى مرو به گوش هوش شنيد . در بيرون مرو بيرون آمد و سپاه خود را از تعرّض به اهل مرو منع فرمود و ابو الفضل كرمانى « 1 » فقيه حنفى را ، كه از اعيان آن شهر بود ، با ساير اعيان آن شهر طلب داشت و تفتيش از اموال سلطان سنجرى مىنمود كه به يكبار خبر رسيد كه عامهء شهر بر او هجوم آورده جمعى از مردم خوارزمشاه را به قتل رسانيدند و دروازههاى شهر را بسته مستعد قتال و جدال شدند .
--> ( 1 ) . ابو الفضل عبد الرحمان بن محمّد كرمانى ساكن مرو . وى در 457 ه . ق در كرمان زاده شد و در 543 ه . ق در مرو درگذشت . - سمعانى ، الانساب ، ج 4 ، ص 142 .