قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3539
تاريخ الفي ( فارسى )
بوقلى خان ، كه بعد از پدر متصدّى امر حكومت شد ؛ چهارم ايلى خان پسر ملنجه خان ؛ پنجم اتسز خان پسر ايلى خان ؛ ششم اردو خان پسر اتسز خان . و تا حكومت اردو خان در ميانهء تاتار و مغول كمال الفت بود و با يكديگر برادرانه سلوك مىكردند ، و چون حكومت تاتاريه به اردو خان رسيد پسر وى باندرو خان كه هفتم از خوانين تاتار بود ميانهء او و الوس « 1 » مغول مخالفت و منازعت ظاهر شد . و در زمان سونچ خان بن باندرو خان كه هشتم از خوانين تاتار بود آتش فتنه و عداوت ميانهء تاتار و مغول آنچنان بالا گرفت كه اصلا اصلاحپذير نبود ، و لهذا الى يومنا هذا ميانهء آن دو طايفه عداوت قايم است . « 2 » ذكر طبقهء مغول : ايشان هشت نفر بودند ، بدين تفصيل : اوّل مغول خان ، دويم قرا خان ، سيم اغوز خان ، چهارم گون « 3 » خان ، پنجم آى « 4 » خان ، ششم يلدوز « 5 » خان ، هفتم منگلى خان ، هشتم ايلخان . و صاحب ظفرنامه ، طبقات سلاطين مغول را در نه منحصر دانسته . « 6 » هشت مذكور و نهم تور بن فريدون را - كه در زمان ايلخان با سونچ تاتار اتّفاق نموده به جنگ ايلخان رفته دمار از روزگار مغول برآورده بود ؛ چنانچه عنقريب تفصيل آن مذكور خواهد شد - نيز از طبقات سلاطين مغول شمرده و اين را تحقيق نام نهاده ، و وجه اين بر مسوّد اين اوراق بههيچوجه ظاهر نشد . و بر هوشمندان صاحبخبرت پوشيده نماند كه آنچه از جامع التواريخ كه به « چنگيزنامه » اشتهار دارد ظاهر مىشود ، مخالفت تمام دارد با آنچه تواريخ ديگر ، سيّما در مقدّمهء ظفرنامه مسطور است ؛ چه در جامع التواريخ تصريح كرده به آنكه ابولجه خان عبارت از يافث بن نوح ( ع ) و ديپ ياقوى پسر ابولجه خان را چهار پسر بود : يكى قرا خان ، دويم اور خان ، سيم كر خان ، چهارم كز خان . « 7 » و اغوز خان پسر قرا خان است . و از كلام حافظ ابرو چنين معلوم مىشود كه تركان اگرچه يافث بن نوح را ابولجه خان مىخوانند ، امّا نزد ايشان محقّق نيست كه ابولجه خان پسر نوح ( ع ) است يا از اولاد او . آرى در اين متّفقاند كه از نسل نوح است و قريب العهد به وى و تمامت مغولان و اصناف و اتراك و صحرانشينان از نسل وىاند و شرح آن حال بر اين موجب تقرير مىكنند كه ابولجه خان
--> ( 1 ) . الوس : اين واژه كه ديگرشدهء واژهء دخيل « اولوش » تركى است بهمعناى مجموع تابعان يك فرمانروا ، ائتلافى از چند قبيلهء گوناگون ، ملت ، سلسله پادشاهى ، از زبان مغولى به فارسى وارد شده است . ( 2 ) . آخرين فرد از قوم تاتار ، بايدو خان بود كه « در زمان او فتنه بالا گرفت و دولت تاتاريان به نهايت انجاميد . » - روضة الصفا ، نگارش مجدّد مرحوم زرياب خويى ، بخش 5 ، ص 817 . ( 3 ) . بهمعناى خورشيد . ( 4 ) . بهمعناى ماه . ( 5 ) . بهمعناى ستاره . ( 6 ) . صاحب روضة الصفا نيز اين رقم را نه ضبط كرده است . - روضة . . . ، پيشين . ( 7 ) . متن : مسكز خان .