قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3025
تاريخ الفي ( فارسى )
گفت كه « پادشاه شما نوشته كه سپاهيان و لشكريان من در شب تار موى باريك را به تير مىشكافند . اكنون تو يكى از سپاهيان چيدهء اويى . شخصى كه نزد پادشاه استعداد اين داشته باشد كه او را در وقت نزاع و خصومت پيش خصم او فرستند ، البتّه مقرّب و معتمد ايشان خواهد بود . اكنون تو نمىتوانى موى ريش خود را كه كثيفترين موىهاست در روز روشن به سوزنى بشكافى ، پس آن جماعت چگونه در شب تاريك به تير موى باريك را مىشكافند ؟ » القصّه ، چون صحبت به اينجا رسيد ، از طرفين استعداد جنگ نموده متوجّه يكديگر شدند . « 1 » بعد از قتال و جدال بسيار نسيم ظفر بر پرچم علم گور خان وزيد و سلطان سنجر هزيمت يافته با معدودى چند به جانب ترمذ گريخت . و از امراى سلطان ، امير ابو الفضل ، والى سيستان ، و امير قماج ، كه همراه حرم سلطان سنجر بودند ، با تمامى اهل حرم به بندگى گور خان افتادند . امّا گور خان چون خبر يافت كه حرم سلطان اسير شده ، در ساعت ايشان را با اعزاز و اكرام پيش سلطان فرستاد و ولايت ماوراء النهر را بالاستقلال گرفت . و در تاريخ يافعى مسطور است كه قريب به يكصدهزار كس از مسلمانان در اين جنگ كشته شدند . و از جملهء مقتولان چهارهزار زن بودند . و در بعضى تواريخ مسطور است ، كه چون سلطان سنجر از گور خان شكست يافت و از معركه بيرون رفت ، لشكر تركان بر اردوى سلطان سنجر ريخته بنياد تاراج كردند و چون به حرم سلطان سنجر رسيدند ، تركان خاتون « 2 » ، كه حرم محترم سلطان بود ، اكثر زنان امرا و جمعى از سپاهيان كه در خدمت ايشان بودند با كفّار به جنگ درآمدند و جمعى كثير از كفّار را به قتل رسانيدند . و چهارهزار زن از امراى سلطان سنجر كشته شدند . تاآنكه حرم سلطان گرفتار شد و گور خان نگذاشت كه هيچ احدى پيرامون سراپردهء حرم سلطان بگردد . و همان خواجهسرايان و خدمتكاران حرم سلطان سنجرى را مقرّر كرد كه در خدمت ايشان باشند . بعد از آن ، حرم سلطان را به اعزاز تمام در خراسان به خدمت سلطان فرستاد . و بعد از يك سال از اين فتح ، گور خان در ماه رجب وفات يافت . « 3 » و اين گور خان پادشاهى مدبّر بود و ولايت خود را هرگز به امرا نمىداد ، بلكه رسومات همه را از خزانه مىداد و هيچكس از امراى او زياده بر صد كس نداشت ؛ چه ، مىگفت زياده لشكر همراه مردم كردن موجب اختلال انتظام ملك است . و از ظلم و تعدّى بر رعايا بىنهايت منع مىكرد ،
--> ( 1 ) . جنگ در پنجم صفر 536 هجرى در محلّى به نام قطوان اتّفاق افتاد . ( 2 ) . وى دختر محمّد بن سليمان بن داود قراخانى ، ملقب به ارسلان خان بود كه توسط سنجر به حكومت سمرقند رسيده بود . ( 3 ) . رجب سال 537 ه . ق .