قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3534

تاريخ الفي ( فارسى )

بار اگر مردى صاحب حالت باشد از وى خبر مىگيرند و اگر فقير باشد اصلا به حال او متلفت نمىشوند تا از آن مرض صحّت يافته باز ميانهء ايشان درآيد ، و الّا همان‌جا مىميرد و سگان و گرگان گوشت او را مىخورند . و اگر شخصى باشد كه خويش و فرزندان و قرابت داشته باشد ، او را بعد از مردن مىسوزند . به اين طريق كه اوّلا او را ده روز در قبور مىنهند و مال او را به سه قسم منقسم مىسازند . يك قسم را از براى دختران و زنان او ، يك قسم را از براى جامه‌هايى كه از براى پوشش آن ميّت در روز سوختن بايد راست مىكنند ، و قسم سيم از جهت شراب خريدن نگاه‌مىدارند كه آن شراب را به كنيزكى با مولاى خود خواهد سوخت مىدهند كه در اين ده روز هميشه شراب مىخورده باشد . و روسيان ، زن و مرد ، هميشه شراب مىخورند ؛ چنانچه بسيارى از ايشان در اثناى آنكه پيالهء شراب در دست دارند ، جان مىدهند . القصّه چون شخصى صاحب جاه و مال در ميانهء ايشان بمرد ، ايشان كنيزان و زنان او را مىپرسند كه كدام با صاحب خود مىسوزد . هريكى كه قبول كرد در كيش ايشان سوختن او واجب شود ؛ چه ، بعد از قبول ، خلاصى به‌هيچ‌وجه ممكن نيست . و چون يكى قبول كرد و كنيزك را بر وى موكّل مىدارند كه خدمت او مىكنند و از وى يك لحظه غافل نمىشوند . و يك پير زالى نيز بر وى موكّل مىباشد كه او را ترغيب مىنمايد و در نظر او سوختن را بسيار آسان مىگرداند . و آن پير زال را در اصطلاح ايشان « ملك الموت » مىگويند . جرى الحق على لسانهم . و آن دو كنيز را دختران ملك الموت . و بعد از آن در اين ده روز جامه‌هاى نفيس از هر جنس كه قدرت و استطاعت دارند جهت آن ميّت راست مىكنند و در روز نهم كشتى [ ى ] كلان از آب بيرون مىآورند و در كنار نگاه مىدارند . و در ميان آن كشتى گنبدى از چوب به تكلّف تمام مىسازند و آن را به انواع قماش‌ها مىپوشانند ، و در دور آن كشتى هريكى از خويشان و نزديكان آن شخص كه مرده از براى خود يورتى مانند آن گنبد راست مىكنند . روز دهم على الصباح آن مرد را از گور بيرون آورده با لباس‌هاى [ 189 ب ] فاخر و هرچه از تقطيع ممكن و مقدور ايشان است ملبّس ساخته به آن گنبد درمىآورند و او را در آن گنبد تكيه بر بالش‌ها داده مىنشانند . و ابن فضلان گويد كه آن شخص كه من ديدم كه از قبر بيرون آورده بودند ، چون ولايت ايشان نهايت سردى دارد در آن ده روز مطلقا تغيير نيافته بود غير از آنكه رنگ او به سياهى مايل شده . چون آن شخص را در آن گنبد به تقطيع هرچه تمام‌تر نشانيدند ، اوّلا نان و گوشت و شراب بسيار مىآورند و نزد آن شخص توده مىكنند ، و از اقسام گل و ريحان آنچه ممكن باشد در پيش او مىريزند ، و سلاح او را نيز در پهلوى او نگاه مىدارند . بعد از آن كنيزكى كه خود را خواهد سوخت ، آراسته ، آنچه از حلى و زيور [ آلات ] داشته همه را [ مى ] پوشد و