قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3532
تاريخ الفي ( فارسى )
بن العباس بن راشد حماد « 1 » ، مولى محمّد بن سليمان - كه از قبل مقتدر باللّه عباسى پيش ملك صقالبه رفته بود و مدّتى مديد در ميانهء روس مانده و از روى تعجّب آنچه از احوال ايشان ديده به قيد كتابت درآورده بود - مطالعه نمود ، و العهدة على لرّاوى . خلاصه آن رساله اين است كه مىگويند كه روسيان سرخ و سفيد و بلندقد مىباشند . و لباس ايشان جامهاى دوخته نيست ، بلكه يك چادر دراز را مىپوشند و يك دست از آن بيرون مىآورند ؛ گويا مثل آنكه در هند كشتىگيران هند مىپوشند . و هريكى از ايشان شمشير و تبر و كارد هميشه همراه دارند . و هرگاه پسرى ايشان را متولّد مىشود شمشير در پهلوى او مىنهند و مىگويند كه « اينك هرچه مىخواهى به زور اين پيدا كن . » و از ميراث خود به پسر غير از شمشير چيزى ديگر نمىدهند . و سيّم بخش اموال ايشان به دختران و زنان ايشان مىدهند ؛ به نوعى كه در تفصيل خواهد آمد . و زنان ايشان بر هر پستان يك حقّه مىبندند ؛ بعضى از طلا و بعضى از نقره و بعضى از مس ، هريك به قدر حالت و استطاعت خود ، و بر هر حقّه يك كارد كوچك مىباشد . و هرگاه كه مال يكى از روسيان به ده هزار درم رسيد از براى زن خود طوقى طلا آراسته كرده در گردنش مىاندازند . و اگر بيست هزار درم داشته باشند ، دو طوق . و اگر صاحب سى هزار درم باشند ، سه طوق . همچنين به زيادتى هر ده هزار درم يك طوق در گردن زنان خود زياد مىكنند ، لهذا گاه مىباشد كه يك زن چندين طوق در گردن مىدارد . و بهترين پيرايهها نزد ايشان صدف سبز است . آن را به مبالغهء تمام مىخرند و از براى زنان خود گلوبند راست مىكنند . و در ميان ايشان طهارت از بول و غايط و غسل جنابت نمىباشد . و در مباشرت زنان و كنيزان خود از يكديگر پرهيز نمىكنند . چنانچه ابن فضلان آورده - و العهدة على الراوى - جمعى از تجّار روس به كنار آب اتل مىآيند و از براى خود خانههايى را از چوب مىسازند . و هريكى چندين كنيز همراه دارند كه از براى فروختن آورده . و ده دوازده يا زياده در يك خانه مىباشند ؛ و هريكى كرسى [ ى ] جهت نشستن و خوابيدن همراه مىآورند . و در اين خانه ، هرگاه يكى را ميل شد ، بىملاحظه ، با هر كنيزى از كنيزان خود مىخواهد صحبت مىدارد ، « 2 » و ديگرى نيز همچنين ؛ تا آنكه گاه مىباشد كه جمعى از سوداگران جهت كنيز مىآيند و ايشان در عين صحبت مىباشند و سوداگران آنمقدار توقّف مىكنند كه ايشان از آن كار فارغ شوند . و در چركسيت اين حال دارند كه هر صباح يك كنيز برمىخيزد و كاسه كلانى را پر از آب
--> ( 1 ) . وى ابن فضلان صاحب سفرنامه است كه در نيمهء دوم سدهء 3 تا نيمهء اول سده 4 ه . ق مىزيسته است . ( 2 ) . صحبت داشتن : مجامعت كردن .