قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3531

تاريخ الفي ( فارسى )

كه عبارت از زمين توران است - مصمّم گردانيد ، از پدر خود درخواست كرد كه او را دعايى بياموزد كه هرگاه از حق سبحانه تعالى باران خواهد بىتوقّف دعاى او مستجاب شود و باران ببارد . حضرت نوح ( ع ) او را اسم اعظم بياموخت و آن را بر سنگى نقش كرد و به يافث داد . بنابراين ، هرگاه يافث باران خواستى ، بيامدى ، و اكنون آن سنگ در ميانهء اقوام ترك ، كه پسر اولاد بزرگ يافث است ، مىباشد و آن را « حجر المطر » خوانند و به تركى « حده‌تاش [ - داش ] » گويند . و يافث در زمين توران و ناحيهء مشرق به طريق صحرانشينان ساكن شد و رسوم نيكو و آيين پسنديده نهاد ، و بعد از آنكه نسل او بسيار شد از دار فنا به دار بقا خراميد . و فرزندان او اتّفاق كرده ترك بن يافث را بر خود والى و حاكم ساختند و او را « يافث اغلان » گفتندى . وى بزرگ‌ترين فرزندان يافث بود و به غايت عاقل و اديب و هنرمند . در تمامى بلاد پدر مستولى شد ، و گرديده موضعى كه آن را سلنكانى گويند [ 188 ب ] براى توطن خود جهت لطافت هوا خوش كرد . و اين سلنكانى در جايى واقع شده كه درياى كوچك و چشمه‌هاى آب گرم و سرد ( و كوه‌هاى پرميوه بسيار ) « 1 » دارد . و خرگاه از مخترعات اوست . و انعامى كه ميانهء تركان مانده نيز از اوست . و او در عدل و دادگسترى و رعيت‌پرورى بىنظير بوده . و در زمان او مردم بسيار به رفاهيت و عيش زندگانى مىكردند . و او را چهار پسر بود : تولك ، و چگل ، و برسخار ، و املاق . روزى تولك در شكارگاه طعام مىخورد ، لقمه از دست وى افتاد . چون آن لقمه را برگرفت و بخورد به دهانش نمكين و خوش آمد ، و رسم طعام در نمك كردن از آن زمان از وى ظاهر شد . و او بعد از سير و سياحت كنار نهر اتل « 2 » را از جهت توطّن خود خوش كرده در آنجا ساكن گشت . و ميانهء سقلاب و برادر ديگر او ، روس ، بر سر امرى آن‌چنان نزاع و خصومت واقع شد كه تا اين زمان آن خصومت ميانهء ايشان باقى است و هميشه با يكديگر جنگ و كارزار دارند . و هيچ طايفه از طوايف ترك از روس بىآزرم‌تر نيست . ايشان را دينى مخترع مىباشد كه هيچ طايفه از طوايف مخلوقات به ايشان شركت ندارند ، و الحال در ميان جزيره‌اى مىباشند كه اكثر اوقات هواى آن جزيره و با دارد و غير از ايشان كسى ديگر در آنجا نمىتواند زيست . و مدار ايشان برتاخت و تاراج است ، و زراعت مطلقا ندارند ، و اكثر تجارت ايشان كنيز فروختن است . و اين بىبضاعت بعضى از حالات ايشان را كه نقل كرده مىشود در رسالهء احمد بن فضلان

--> ( 1 ) . م : ندارد . ( 2 ) . نام قديم رود « ولگا » در منابع اسلامى .