قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3530
تاريخ الفي ( فارسى )
و در بعضى تواريخ مسطور است كه از ارفخشد در چهارم مرتبه قحطان و قالع بههم رسيد و قوم عبرى از تخم قالعاند ، و كثرت عرب از تخم قحطان . و از قحطان سيم پشت به سبا رسيد . و اعراب حميدى و لخمى و غانى و قضاعه « 1 » و اشعرى و ازدى و طائى از فرزندان سبااند . و عيلم كه او را عالم نيز گويند دو پسر داشت : يكى خراسان ، دويم تنيسال . و عراق پسر خراسان است . و كرمان و مكران هردو پسران تنيسالاند . و اسوه را دو پسر بود : اهواز و بهلو . و فارس پسر بهلو است . و تفاصيل [ احوال ] ايشان در كتب معتبره مسطور است . امّا حام ابن نوح ( ع ) كه پسر ميانه است نيز در سلك انبيا انتظام داشت . امّا از فرزندان او هيچ احدى به مرتبهء نبوّت نرسيد . و سبب انقطاع نبوّت از نسل او در بعضى تفاسير معتبره چنين آوردهاند كه چون نوح ( ع ) به كشتى درآمد به امر الهى فرزندان را از وطى « 2 » با زنان خود در كشتى منع فرمود ، و حام مخالفت به سخن پدر خود كرده با زن خود نزديكى كرد . از اين جهت پيغمبرى را از نسل او قطع گردانيد و چهرهء او را سياه نمود . و روايتى ضعيف در اين باب آن است كه روزى نوح ( ع ) خفته بود و عورت او ظاهر شده . حام بر وى بگذشت و او را نپوشيد ، بلكه خندهء بسيار كرد ، و حق سبحانه تعالى از اين جهت رنگ او سياه كرد و پيغمبرى را از نسل او منقطع ساخت . على اىّ حال حضرت نوح ( ع ) در حين تقسيم ربع مسكون ديار مغرب و زنج و حبشه و هند و سند و اراضى سودان را به حام ارزانى داشت . و حام را نيز حقتعالى نه پسر ارزانى داشت : هند ، سند ، زنج ، نوبه ، كنعان ، كوس ، قبط ، بربر ، حبش . و از مقدّمه ظفرنامه و بعضى تواريخ ديگر چنين معلوم مىشود كه حام را زياده از شش پسر نبود : زنگ ، كوس ، هند ، بربر ، و قبط ، و حبشه . و نوبه پسر حبشه است . امّا يافث بن نوح ( ع ) . بعضى برآنند كه وى از پيغمبران مرسل بود ، و واهب العطايا او را هشت پسر عنايت فرمود : اوّل ترك ، دويم خزر ، سيم سقلاب ، چهارم روس ، پنجم منسك ، ششم چين ، هفتم كمااى و او را كيمان نيز گويند ، هشتم باذخ كه اسكندر ذو القرنين از چهارم فرزندان او بود ، و هريكى از ولايات تركستان به نام يكى از اين هشت كس اشتهار دارد . و در بعضى از روايات چنين واقع است كه چون نوح نجى اللّه از كشتى بيرون آمد ، روى زمين مسخّر وى گرديد . توران زمين را به يافث داد ، كه پسر بزرگتر بود . ايران را به سام . هندوستان را به حام . و تمام خلايق فرزندان اين سه تناند ، و لهذا يافث را « ابو الترك » و سام را « ابو العجم » و حام را « ابو الهند » خوانند . و چون يافث از پاى كوه جودى عزيمت سفر مشرق -
--> ( 1 ) . متن : قضائى . ( 2 ) . وطى : جماع كردن .