قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3511

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال پانصد و هشتاد و ششم از رحلت خير البشر « 1 » و در همين سال ؛ يعنى سنهء خمس و تسعين و خمسمائه [ - 595 ] هجرى كه پانصد و هشتاد و ششم از رحلت آن سرور است ، ملك عزيز [ عثمان ] بن صلاح الدّين حاكم مصر وفات يافت . و كيفيت فوت او را در تواريخ معتبره چنين آورده‌اند كه وى در ماه محرّم به شكار رفته بود و چند روز متعاقب آن شكار اشتغال داشت . در آخر روز يكشنبه بيست و يكم شهر محرم الحرام درپى گرگى اسب مىتاخت كه ناگاه اسب او سكندرى خورد و ملك عزيز از پشت اسب بر زمين افتاد ، و بعد از دو هفته وفات يافت . قاضى فاضل - كه از محرمان صلاح الدّين بود - بعد از فوتش تعزيهء او را به پسرش كه از قبل او نايب بلاد جزيره بود ، آن چنان نوشت كه عارف لغت عرب را از استماع آن بسيار رقّت و الم حاصل مىشود . و آن تعزيه‌نامه در ميانهء ترسّلات عرب به فصاحت و بلاغت امتياز تمام دارد . و در تاريخ ابن كثير مسطور است كه ملك عزيز را با حنبليان كدورت تمام بود . بنابراين چند روز قبل از وفاتش در باب اخراج حنابله از مصر كمال سعى و اهتمام مىنمود و با برادران خود به حلب و دمشق مكاتيب نوشته ارسال داشت كه ايشان نيز هرجا كه حنبلى باشد از آن ولايات اخراج نمايند . و هنوز حنابله از مصر بيرون نرفته بودند كه اجل مقدور ملك عزيز رسيد و خران مصر اين معنى را بر كرامات حنابله حمل نمودند و كار ايشان در مصر بالا گرفت و جمعى كثير از عوام به همين جهت مذهب حنابله اختيار كردند . حق سبحانه تعالى همگنان را از اعتقادات فاسد عوام كالانعام ( بل هم اضل ) « 2 » نگاه‌دارد .

--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر . ( 2 ) . از اضافات « م » است .