قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3486
تاريخ الفي ( فارسى )
شهاب الدّين افتاد كه يكى از آنها فيل سفيد بود . باقى فيلان در معركه به زخم تير و نيزهء غوريان هلاك شدند . و آن نود فيل غير از فيل سفيد همه به اشارت فيلبانان بر شهاب الدّين سلام كردند ، امّا فيل سفيد را هرچند فيلبان سعى كرد ، بر سلام اقدام ننمود و چندان تندى و شوخى كرد كه نزديك بود كه فيلبان را هلاك كند . از جمله وقايع اين سال بود كشته شدن سلطان طغرل سلجوقى و گرفتن خوارزمشاه ولايت وى را . و تفصيل اين مجمل آنكه چون در سنهء ثمان و ثمانين و خمسمائه [ - 588 ] هجرى ميانهء سلطان سلجوقى و قتلغ اينانج ابن پهلوان در حدود همدان محاربه واقع شد و قتلغ اينانج طاقت مقاومت نياورده از معركه گريخته به رى آمد و همدان و نواحى آن را سلطان طغرل متصرّف شد . بنابراين ، قتلغ اينانج كس پيش علاء الدّين تكش خوارزمشاه فرستاده از وى در دفع شرّ سلطان طغرل امداد خواست . خوارزمشاه ملتمس او را مبذول داشته با لشكرى انبوه عنان عزيمت به صوب رى منعطف داشت . و چون خوارزمشاه نزديك به حدود رى رسيد ، قتلغ اينانج از طلبيدن وى پشيمان شد و خوف بر وى مستولى گرديد . بنابراين ، پناه به قلعهء طبرك - كه از مشاهير قلاع آن بلاد است - برده در آنجا متحصّن شد . و چون خوارزمشاه بر اين اطّلاع يافت روى به قلعهء طبرك آورده در دو روز فتح آن قلعه نمود . و قتلغ اينانج گريخته به جانب كوهستان آن ولايت رفت . و چون سلطان طغرل خبر فتح رى شنيد ، كس پيش خوارزمشاه فرستاده با وى بساط موافقت گسترانيد و خوارزمشاه در مقام نسق و انتظام مهام رى شده حاكمى عادل از امرا در آنجا تعيين نمود ، و از رى به استعجال روى به خوارزم نهاد ؛ چرا كه در اين وقت كه خوارزمشاه رى را گرفته بود ، به وى خبر رسانيدند كه « برادرت ، سلطانشاه ، خوارزم را محاصره كرده ، در باب گرفتن آن سعى و اهتمام تمام مبذول مىدارد . » بنابراين ، خوارزمشاه به طريق ايلغار روى به خوارزم نهاد . و چون به نواحى آن ولايت رسيد معلوم شد كه خوارزميان تمكين سلطانشاه نداده او را خايب و خاسر بازگردانيدند . و خوارزمشاه زمستان سال مذكور در خوارزم توقّف نمود . و در اوايل سنهء تسع و ثمانين و خمسمائه [ - 589 ] هجرى - چنانچه سابقا مذكور شد - سلطانشاه وفات يافت و علاء الدّين [ 179 الف ] خوارزمشاه را خاطر از ممرّ او جمع شده و ولايت او با ولايت رى در تحت تصرّف وى درآمد . و در اوايل اين سال طغرل از همدان با سپاه بىكران مستعد شده روى به رى نهاد . مردم خوارزمشاه را چون طاقت مقاومت او نمانده بود ، روى به گريز نهاده رفتند ، و سلطان طغرل رى را متصرّف شد . و قتلغ اينانج چون بر اين حال اطّلاع يافت اين نوبت باز كس پيش خوارزمشاه فرستاده التماس امداد نمود و عذر گناه كه اوّلبار از وى سر زده بود درخواست نمود .