قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3485
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال پانصد و هشتادم از رحلت خير البشر « 1 » در اين سال ميانهء شهاب الدّين غورى و ملك بنارس كه بزرگترين راجههاى هند بود محاربه واقع شد و راجهء بنارس به قتل رسيد . و تفصيل اين مجمل آنكه چون شهاب الدّين ولايت اجمير را به غلام خود ، قطب الدّين ايبك ، داد و به جانب غزنين مراجعت نمود ، زمستان در پيشاور توقف نمود و قطب الدّين ايبك با سپاه آراسته روى به اقصى بلاد هند نمود و بسيار بلاد ايشان را فتح كرد و زن و فرزند اهالى آن بلاد را اسير كرده به جانب غزنى فرستاد . و چون اين خبر به سمع راجهء بنارس رسيد ، عرق حميت او به حركت آمده از اطراف و جوانب ولايت خود سپاه جمع آورده با هفتصد فيل جنگى و صد هزار سوار روى به ديار اسلام نهاد . و چون اين خبر به سمع شهاب الدّين غورى رسيد ، از پيشاور به رسم ايلغار متوجه بلاد هند شد و در ساحل آب جهنه « 2 » تلاقى فريقين واقع گرديد و نايرهء جدال و قتال اشتعال يافت . اكثر سپاه هند به قتل رسيد و راجهء بنارس در ميان ايشان به نوعى كشته شد كه هيچكس را بر كشته شدن او اطّلاع نبود . آخر الأمر ، به علامت آنكه دندان او را بهواسطهء ضعف پيرى به ميخها استحكام داده بودند ، « 3 » او را در ميان كشتگان پيدا كردند . بعد از كشته شدن راجهء مذكور شهاب الدّين به بلاد بنارس درآمد و تمام بلاد هند را تا حدود چين متصرّف شد و از خزاين راجهء بنارس چهارهزار شتر از نفايس جواهر و زر و غير آن بار كرده به جانب غزنى معاودت كرد . و از هفتصد فيل جنگى ، نود فيل به دست
--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر . ( 2 ) . الكامل : ماجون ، رود بزرگى در نزديكى دجله در موصل . - ج 12 ، ص 105 . ( 3 ) . اين عمل را مىتوان بهعنوان نمونهاى از دندانپزشكى در آن زمان بهشمار آورد .