قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3473

تاريخ الفي ( فارسى )

قطب الدّين ، او را محبوس‌گونه ساخته در هيچ امرى او را اختيار نمىداد . و اختيار الدّين ، نايب مملكت پدر خود ، را به قتل رسانيد ، بعد از آن پدر را برداشته بر سر برادرش ، كه حاكم قيساريه بود رفته ، برادر خود را در آن شهر محاصره نمود . در اين اثنا قلج ارسلان فرصت يافته از اردوى قطب الدّين گريخته خود را به اندرون قيساريّه پيش آن پسر ديگر رسانيد . و چون قطب الدّين بر اين حال اطّلاع يافت ، ترك آن محاصره نموده به جانب قونيه و آقسرا بازگشت . قلج ارسلان چون از آن پسر [ نيز ] مهربانى و اخلاص نيافت ، از قساريه نيز بيرون آمده نزد پسر ديگر رفت . او نيز چنانچه حقوق خدمتكارى پدر مىباشد به جاى نياورد . بنابراين ، قلج ارسلان از وى نيز جدا شده ، خود را به پسر كوچك ، غياث الدّين كيخسرو « 1 » ، صاحب مدينهء برغلو ، رسانيد . او قدم پدر را غنيمت دانسته چنانچه رعايت و خدمت بود به آن قيام نمود و در ملازمت پدر بزرگوار خود سپاه جمع آورده بر سر قطب الدّين رفت و قونيه را از وى جبرا و قهرا بازگرفت و از آنجا عنان عزيمت به جانب آقسرا منعطف داشت . و در اثناى محاصرهء آقسرا ، قلج ارسلان بيمار شده روزبه‌روز بيمارى وى روى به ازدياد نهاد . بنابراين ، غياث الدّين كيخسرو پدر خود را برداشت و به جانب قونيه بازگشت . و چون به قونيه رسيد ، در منتصف شهر شعبان اين سال داعى حق را اجابت كرد . و غياث الدّين كيخسرو قونيه را متصرّف شد . تا آنكه برادرش ، ركن الدّين از وى بازگرفت ، چنانچه تفصيل آن مذكور خواهد شد ان شاء اللّه تعالى . از جمله وقايع اين سال آنكه سلطان شهاب الدّين غورى به هندوستان رفته بلاد اجمير را فتح نمود و راجهء هندوستان را كه در سنهء پانصد و هشتاد و سه [ هجرى ] از وى شكست يافته بود ، گرفته به قتل رسانيد . و تفصيل اين مجمل آن‌كه از آن زمان كه سلطان شهاب الدّين از هند شكست يافته بود هميشه مغموم و محزون مىبود و با امراى غوريه كه در آن معركه فرار بر قرار اختيار نموده بودند در اين مدت مطلقا صاف نشده ايشان را به كورنش خود نمىگذاشت ، تا آنكه در اين سال بىمشورت با كسى سپاه را از اطراف و جوانب جمع آورد و از غزنى بيرون آمده و چون به پيشاور رسيد ، يكى از پيران غور نزد وى آمده بعد از اداى مراسم دعا معروض داشت كه « هيچ معلوم نمىشود كه سلطان به كجا مىرود و چه اراده دارد . » سلطان گفت : « اى فلان ، تو به تحقيق بدان كه از زمان كه من از راجهء هندوستان هزيمت يافتم با زن

--> ( 1 ) . سلطان غياث الدين كيخسرو دوبارا 588 تا 597 و از 601 تا 607 ه . ق . سلطنت روم را داشت . وى حامى دانشمندان و شاعران بود . كتاب راحة الصدور راوندى به نام او تأليف شده است .