قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3467
تاريخ الفي ( فارسى )
ظاهر شد . و در حوالى بيت المقدّس هرجا كه چاه آب بود فرمود تا او را از خاك پر كردند . و فرنگان مدتى مديد در ماطرون توقّف نمودند و امراى صلاح الدّين آنچنان حصار بيت المقدّس را تعمير نمودند و هريكى براى خود برجى زينت دادند كه تمام حصار آن ، حكم خانهء آراسته پيدا كرد . و چون سنگ جهت عمارت پيدا نمىشد ، صلاح الدّين خود از دامنهء كوه سنگها را پيش قربوس « 1 » زين خود نهاده به شهر مىآورد . و چون مردم آن را مشاهده كردند ، جميع امرا و رعايا و فقها و صوفيان و فقرا به سنگ آوردن سعى و اهتمام مىنمودند ، و در يك روز آنمقدار سنگ آورده بودند كه چند روز جهت عمارت حصار كافى بود . و فرنگان در ماطرون مانده بودند و يزك صلاح الدين هميشه به اطراف و جوانب فرنگان مىرفتند و تاخت و تاراج مىكردند ، چنانچه در اردوى ايشان قحطى عظيم پيدا شد . آخر الأمر ، انگلتير با امراى فرنگ كه بيت المقدّس را ديده بودند گفت كه « من بيت المقدّس را نديدهام . شما صورت آن شهر و حوالى آن را كشيده پيش من بياوريد تا من بدانم كه گرفتن آن شهر چگونه متصوّر است . » چون فرنگان صورت شهر را كشيده نزد ملك انگلتير بردند ، ملك انگلتير گفت كه « اين شهر را چگونه محاصره مىتوان كرد كه از جميع اطراف اينچنين وادى ، احاطهء آن كرده غير از جانب شمال كه آن جهت اندك جايى هموار دارد . » بعد از آن پرسيد كه عمق اين وادى چه مقدار است ؟ » گفتند : « آنمقدار عمق دارد كه اگر تيراندازى پرزور از ته وادى تير اندازد معلوم نيست كه به كنار تواند رسيد . و باوجود اين عمق اندرون او آنچنان ناهموار است كه پياده را تردّد در آن بسيار مشكل است چه جاى آنكه سوار از آنجا عبور تواند نمود . » و چون ملك انگلتير تعريف آن وادى شنيد ، بنياد سرزنش كرد و امراى فرنگ را كه صلاح الدّين بيت المقدّس را از ايشان گرفته بود كه « آنچنانكه شما تعريف اين شهر مىكنيد ، اگر آن شهر داشته باشد به اندك جماعتى هيچ احدى را مقدور گرفتن آن نخواهد بود ، و هر پادشاهى كه اينچنين شهر را از دست سپاهيان ، خصوصا فرنگان تواند گرفت ، مقاومت آن پادشاه كردن كار هركس نيست ؛ چه ، هركسى كه اينچنين شهر را تواند گرفت نهايت بلندهمّت و مردانه است ، و هركسى كه اين شهر از دست او گرفته باشد به غايت پستفطرت و كمهمّت است . » القصّه ، چندان فرنگان را سرزنش و نكوهش كرد كه زياده بر آن متصوّر نبود . بعد از آن گفت كه « محاصرهء اين شهر بىفايده است ؛ چه ، اگر ما با تمام لشكر به جانب شمالى آن قلعه كه به شهر متصل و وادى ندارد فرود آييم ، ايشان را هيچ آزردگى نخواهد بود ؛ چه ، اينجانب چنانچه از تصوير شما معلوم مىشود چندان كارى ندارد ، بلكه آنچه ضروريّات ايشان است از
--> ( 1 ) . قربوس . كوههء زين .