قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3468

تاريخ الفي ( فارسى )

آن جوانب ديگر خواهد رسيد به ايشان ، و اگر ما لشكر خود را پراكنده نماييم و پاره‌اى را به آن جانب شمال فرود آوريم و پاره‌اى ديگر را به آن كنار وادى ، در اطراف و جوانب ديگر ، صلاح الدّين هرروز جمعيت كرده بر يك جانب رفته ، كار ايشان را بر اصل مىسازد و از جوانب ديگر امداد به ايشان نمىتواند رسيد چرا كه از اين وادى گذشتن متصوّر نيست . » و چون فرنگان اين كلمات را از ملك انگلتير شنيدند ، همه تصديق او نموده گفتند كه « يقين ماست كه گرفتن بيت المقدّس به محاصره ممكن نيست . » بنابراين ، در بيستم شهر ذيحجه ترك آن عزيمت نموده به رمله بازگشتند ، و افواج صلاح الدّين ايشان را تعاقب نموده و بسيار مردم فرنگ را به قتل رسانيده احمال و اثقال بسيار از ايشان گرفتند . و از جمله وقايع اين سال آنكه قزل ارسلان ، پسر ايلدگز ، صاحب ولايت ارّان و آذربايجان و همدان و اصفهان و فارس و خوزستان را در ماه شعبان اين سال در فراش خود كشته يافتند و هرچند تفحّص كردند ، قاتل او معلوم نشد . و اين قزل ارسلان ازبس كه در مذهب حنفى تعصّب داشت بسيارى از اعيان شافعيه را گرفته بر دار كشيد . و نام خليفه را از خطبه انداخته سكّه و خطبه به نام خود كرده بود . و هم در ماه رمضان اين سال معزّ الدّين قيصر شاه بن قلج ارسلان سلجوقى ، صاحب قونيه ، به‌واسطهء استيلاى برادرش ، قطب الدّين ملكشاه « 1 » و ارادهء گرفتن ملطيه را از وى ، به خدمت صلاح الدّين آمده شكايت برادر كرد . صلاح الدّين او را به عنايات پادشاهانه سرافراز گردانيد و دختر برادر خود ، ملك عادل ، را در سلك ازدواج وى كشيد و به برادرش ، قطب الدّين ملكشاه ، تهديدات نوشت . و در ماه ذيحجّة معزّ الدّين قيصر شاه معزّز [ 175 الف ] و مكرّم بازگشته به ملطيه ، شهر خود ، رفت ، و برادرش از ترس صلاح الدّين دست از وى بازداشته مطلقا پيرامون ولايت او نگشت . از جمله وقايع اين سال آنكه خواهرزادهء سلطان صلاح الدّين در شب جمعه نوزدهم ماه رمضان وفات يافت . و در روز همين جمعه برادرزادهء او ، تقى الدّين « 2 » ، فوت شد . صلاح الدّين چون خبر فوت برادرزاده و خواهرزاده - كه هردو از امراى كبار و پشت و پناه او بودند - شنيد ، بسيار متأثر گرديد . و در ماه رجب اين سال صفى ابن قابض ، كه از قبل صلاح الدّين نايب دمشق بود و صاحب سرّ او بود ، وفات يافت . حكم او در جميع قلمرو سلطان صلاح الدّين نافذ بود .

--> ( 1 ) . زمانى كه قلج ارسلان مايملك خود را در سال 588 هجرى بين پسران خود تقسيم كرد ، فرمانروايى سيواس در اختيار قطب الدّين ملكشاه قرار گرفت . ( 2 ) . تقى الدين عمر بن شاهنشاه بن ايوب .