قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3466

تاريخ الفي ( فارسى )

الصلبوت به ضرب شمشير آبدار از شما گرفتم ، باز آنها را به زور شمشير بگيرد . و به گرفتن شهر عكّا غرور به خاطر شما نرسد كه بعد از سه سال محاصره آخر آن شهر را به بىقولى و مكر و حيله گرفتيد ، و جمعى از نامردان در آن باب بازىخورده آن شهر را به شما دادند ، و تا الحال به سزاى آن فعل شنيع گرفتارند . » و چون ملك انگلتير ديد كه سخنان او در سلطان صلاح الدّين مطلقا تأثيرى نمىكند ، كس پيش برادرش ، ملك عادل ، فرستاد . بعد از رسل و رسايل بسيار قرار به آن دادند كه خواهر ملك انگلتير را ، كه ملكهء بلاد ساحل بود ، به ملك عادل بدهند و قدس خليل با متعلّقات او از آن مسلمانان باشد و ساير بلاد ساحليه با آن ولايت كه در مغرب دارد از آن ملكه ، خواهر ملك انگلتير . چون اين معنى را ملك عادل به عرض برادرش ، صلاح الدّين ، رسانيد ، صلاح الدّين قبول كرد و كار به آنجا رسيد كه اين نزاع از ميان برخيزد و ملكه را به خانهء ملك عادل بفرستند ، كه به يك بار رهبانان و قسّيسان و اسقفان ، حاصل كلام آنكه علماى جوان‌مرگ شدهء ايشان خبر شده اين معنى را بسيار مستبعد دانستند . و چون از اوضاع و اطوار ملك و ساير امراى فرنگ چنين مشاهده نمودند كه ايشان همه به اين مصلحت راضى شده‌اند ، از منع ايشان مأيوس شده بالاتّفاق پيش ملكه خواهر انگلتير رفتند و او را تهديدات اخروى - چنانچه قاعدهء فقها مىباشد - كردند و آن‌مقدار چيزها گفتند كه آن احمق به سخن ايشان در آن باب فريفته شد و از قبول آن معنى كه با برادر قرار داده [ بود ] ابا و امتناع ورزيد « 1 » و مهمّ مصالحه باز برهم خورد . و فرنگان باز در مقام گرفتن بيت المقدّس شده « 2 » مىخواستند كه از يافا به صوب بيت المقدّس رفته آن بلده را محاصره نمايند . و چون صلاح الدّين بر ارادهء ايشان اطّلاع يافت ، پيش از ايشان سوار شده به بيت المقدّس درآمد « 3 » و حصار و خندق او را درست فرمود . و در اين اثنا ، زمستان رسيد و برف و باران متوالى شد ، و صلاح الدّين اكثر سپاه خود را رخصت فرمود كه به اوطان خود رفته در اين زمستان استراحت كنند و بعد از انقضاى آن در اوّل بهار بايد كه استعداد خود كرده متوجّه ملازمت شوند . و فرنگان در ثالث ماه ذيحجة الحرام [ 174 ب ] به ماطرون آمدند . و صلاح الدّين حصار بيت المقدّس را بر امراى خود قسمت نموده هر برجى را به يكى از آنها سپرد ، و هرجا كه شكسته داشت درست ساخت . و خندق او را آن‌چنان عميق گردانيد كه آب

--> ( 1 ) . به تصريح ابن خلدون ، پادشاه انگليس نيز مانع از فيصله يافتن اين مهمّ شد . ( 2 ) . سوّم ذيقعده . ( 3 ) . و در الأقسا ، نزديك كليساى قمامه ، اقامت گزيد . - الكامل ، ج 12 ، ص 74 .