قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3464

تاريخ الفي ( فارسى )

مقاومت ايشان ممكن نباشد . » صلاح الدّين چون اين كلمات از ايشان شنيد ، بسيار متأثر گرديد ؛ چه ، شكستن [ قلعه‌اى ] مثل قلعهء عسقلان عين ضعف و زبونى او بود . امّا هريكى از امراى خود را كه تكليف نگاه‌داشتن مىكرد ، قبول نمىكردند . و همه در جواب او مىگفتند كه « اگر غرض كشتن ماست ، به وجه ديگر متصوّر است . لازم نيست كه ما را به بند فرنگ بايد انداخت . و اگر عسقلان مىخواهى ، يا خود به اندرون آن شهر بايد رفت ، يا يكى از فرزندان بزرگ خود را بايد فرستاد كه ما در ملازمت ايشان باشيم و هر خدمتى كه مىفرمايند به تقديم رسانيم . » القصّه ، چون صلاح الدّين ديد كه هيچ‌يك از امرا جرئت بر نگاه‌داشتن عسقلان نمىكنند و او را خود به شهر درآمدن مناسب نيست - چه ، هرگاه كه فرنگان او را محاصره كردند ديگر كار تمام شد - بالضّروره حكم كرد كه قلعهء عسقلان را خراب كرده ويران نموده ، سنگ‌هاى او را در دريا افكندند . در اندك روز آن قلعه را آن‌چنان خراب كردند كه مطلق از وى اثرى نماند . « 1 » و در اين ايّام كه صلاح الدّين در عسقلان بود و او را خراب مىفرمود ، برادرش ، ملك عادل ابو بكر بن ايّوب ، با سپاه مصر سر راه بر فرنگان داشته ايشان را از رفتن به جانب عسقلان مانع بود . و چون ملك انگلتير خبر شد « 2 » كه عسقلان را خراب كردند طمع از وى بريده در همان موضع بماند . و مركيس ، صاحب صور ، چون بعد از گرفتن عكّا از مكر و خدعهء انگلتير انديشه نموده به صور رفته بود ، اكنون چون خبر خراب ساختن عسقلان شنيد ، كس پيش ملك انگلتير فرستاده او را بر اهمال از رفتن عسقلان سرزنش نمود و گفت : « اى جاهل ! تو اين‌قدر نمىدانستى كه صلاح الدّين تا از نگاه‌داشتن عسقلان عاجز نشده بر خرابى او اقدام نمىنمود ؟ به حق عيسى روح اللّه كه اگر من به جاى تو مىبودم ، به مجرّد آنكه مىشنيدم كه ايشان شروع در خراب كردن عسقلان كرده‌اند ، آن‌چنان خود را به ايشان مىرساندم كه ندانند . نهايت كار ايشان آن بود كه يك برج را خراب كرده باشند . » و در اين باب چندان سرزنش و نكوهش به ملك انگلتير نمود كه فوق آن و زياده بر آن متصوّر نبود . و صلاح الدّين بعد از خراب كردن عسقلان در دويم ماه رمضان متوجّه رمله شده آن را نيز مانند عسقلان خراب گردانيد . « 3 » و از آنجا عنان عزيمت به صوب بيت المقدّس منعطف داشت ، و آن شهر را ملاحظه نموده ، آنچه از سلاح و آلات حرب و آزوقه در كار داشت مستعدّ و مهيا نموده و مردم را جابجا تعيين كرد ، و در هشتم شهر رمضان بازگشته به اردوى خود ملحق شد . و فرنگان همچنان در لب دريا مانده بودند .

--> ( 1 ) . نوزدهم شعبان 587 هجرى . ( 2 ) . وى در اين ايّام در يافا بود . ( 3 ) . كنيسهء لد نيز در عسقلان ويران گرديد .