قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3462
تاريخ الفي ( فارسى )
هزار دينار ديگر جهت مركيس ، صاحب صور ، قبول نمود . و به اينطور قرار داده از جانبين سوگند ياد كردند . و امير يوسف چون بر سوگند ايشان اعتماد نمود و خاطر خود جمع كرد و شهر را تسليم ايشان نمود ، مىخواست كه مردم را بيرون فرستد كه فرنگان مطلقا ملتفت سوگند خود نشده شروع در تاخت و تاراج اموال مردم گرديدند ، و مردم را نگاهداشته كس پيش صلاح الدّين فرستادند و آنچه امير سيف الدّين قرار داده بود از وى طلب داشتند . و صلاح الدّين مىخواست كه آنها را بفرستد ، امّا يكى از معتمدان به او رسانيد كه « تو در باب فرستادن صليب الصلبوت و اموال توقّف كن كه آنچه از اوضاع فرنگان ظاهر مىشود ، [ آن ] كه ايشان خيال كردهاند كه بعد از گرفتن اين اشيا جمعى از مفاليك را جهت تو بفرستند و امرا و اغنيا را نگاهداشته ديگر چيزها از تو طلب كنند . » « 1 » بنابراين ، صلاح الدّين در فرستادن اهمال ورزيد ، تا آنكه روز ديگر صحبت به آنجا رسيد كه ايشان جميع مردم فقير را به قتل رسانيدند و جمعى را كه اعتبار داشتند نگاه داشتند . و اللّه اعلم . ذكر توجّه فرنگان به جانب عسقلان در تاريخ ابن اثير مسطور است كه فرنگان بعد از فتح عكّا به تاريخ بيست و هشتم شهر رجب اين سال عكّا را محفوظ ساخته متوجّه عسقلان شدند و در رفتن ، از كنار دريا دور نمىشدند . و چون صلاح الدّين بر اين حال اطّلاع يافت در ساعت كوچ كرده متوجّه عسقلان گرديده و پسر خود ، ملك افضل ، را با سيف الدّين يازكش « 2 » و عزّ الدّين خوردبك به طريق قراولى پيش فرستاد كه در راه هرجا كه فرصت يابند ، دستبردى مىنموده باشند . و ملك افضل در تنگىهاى راه آنچنان ايشان را به تنگ آورد كه بىاختيار فرياد و فغان از نهاد ايشان برخاست . امّا چون جماعتى قليل همراه ملك افضل بودند روبروى آنها نمىتوانست شد . بنابراين ، كس پيش پدر خود ، صلاح الدّين ، فرستاد و از وى امداد خواست كه در اين راه بالكلّيه مهم آن طايفه فيصل داده شود . صلاح الدّين هرچند مردم را به رفتن آنجا تكليف مىنمود ، در جواب مىگفتند كه « ما بىاستعداد بيرون آمدهايم و گمان ما اين نبود كه در اين راه جنگ خواهد شد . بنابراين ، سلاح خود را پيشتر فرستاديم . » القصّه ، هرچند صلاح الدّين در آن باب سعى نمود قبول نكردند . و چون ملك افضل از عقب سپاه فرنگ را بسيار مجروح و خسته گردانيد و جمعى كثير از فرنگان به قتل رسانيد و
--> ( 1 ) . و نيز امرا از صلاح الدّين خواستند كه فرنگان را « سوگند دهد و قول بگيرد كه يارانش را آزاد كنند و فرقهء داويه نيز عهد و سوگندشان را تضمين نمايد ؛ چه ، اين فرقه اهل دين و ايمان و مقيّد به صداقت است . » ( 2 ) . متن : سيف الدّين انار كوير . وى از امراى بزرگ اسديه بود . رجوع شود به پاورقى 2 ، صفحهء 3358 كتاب .