قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3457

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال پانصد و هفتاد و هفتم از رحلت خير البشر « 1 » در دويم ماه ربيع الأوّل اين سال ملك افرنسيس « 2 » كه به اعتبار شرافت نسبت در ملوك فرنگ در آن زمان از وى بزرگ‌تر نبود با شش بطشه ، يعنى كشتى بزرگ پر از سپاه و صليب‌ها به مدد فرنگانى كه عكّا را محاصره داشتند ، رسيد . و به مجرّد آمدن او هيچ‌يك از امرا و ملوك فرنگ را مجال دم‌زدن نماند ؛ چه ، همه مطاع و منقاد او گشته هرچه او مىگفت به آن عمل مىكردند . و در وقتى كه ملك افرنسيس از كشتى فرود مىآمد ، در دست خود بازى اشهب بزرگ داشت . همين‌كه بر روى زمين قدم نهاد آن باز از دست او پريده روى به شهر عكّا نهاد و بر كنگرهء آن شهر نشست . اهالى آن فى الحال باز را گرفته نزد صلاح الدين فرستادند . ملك افرنسيس كس پيش صلاح الدّين فرستاده به عوض آن باز هزار مثقال طلا با تحف و هداياى چند ديگر از فرنگستان به‌تازگى آمده بود ، قبول كرد . سلطان صلاح الدّين قبول آن معنى نكرده باز را نزد خود نگاه‌داشت . بعد از [ 172 الف ] ملك افرنسيس ، ملك كنت فرير ، كه وى نيز از اكابر ملوك فرنگ بود ، با سپاه خود به امداد ايشان آمد . و بعد از وى به چند روز پنج كشتى پر از آزوقه و سپاه از جانب ملك انگلتير ، كه از سلاطين عظيم الشأن فرنگ بود و خود در آن‌وقت جزيرهء قبرس را محاصره داشت و ميانهء روميان بر سر آن جزيره محاربه واقع بود ، به امداد عكّاييان مىآمدند . چون اين خبر به صلاح الدّين ، كه در آن‌وقت در شفرعم « 3 » بود رسيد ، به امير اسامه ، والى

--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر . ( 2 ) . فيليپ پادشاه فرانسه . ( 3 ) . متن : شفرغم . شفرعم ، شهر بزرگى در فاصلهء 3 روزه از عكّا ، بر ساحل شام .