قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3433

تاريخ الفي ( فارسى )

سپاه صلاح الدّين نيز جمعى كثير از مردم خوب او به قتل رسيده بودند ، امّا چون غلبه از جانب ايشان بود ، هريكى از امرا كه در آن باب مساعى جميله به ظهور رسانيده بودند به عنايات پادشاهانه سرافراز ساخت . و در نوزدهم شهر جمادى الأوّل اين سال باز ميانهء فرنگان صور و جمعى كثير از متطوعهء عرب و عجم محاربه واقع شد . و در اين واقعه كه ميانهء مورّخين عرب به « واقعهء متطوعه » اشتهار دارد . جمعى كثير از اعيان اهل اسلام به قتل رسيده . و كيفيت اين واقعه چنين آورده‌اند كه چون صلاح الدّين از مرج عيون جريده ايلغار كرده به مردم خود ، كه دربرابر مدينهء صور گذاشته بود ، ملحق شد و پيش از رسيدن وى امراى او فتح نمايان كرده بودند . صلاح الدّين در همان‌جا توقّف نموده منتظر آن بود كه شايد فرنگان برگردند تا از ايشان انتقام جماعتى كه از سپاه او كشته شدند بگيرد . و چون روزى چند [ 166 الف ] گذشت و فرنگان به جنگ اقدام نمىنمودند ، صلاح الدّين با جمعى از سپاه خود سوار شده بر بالاى كوهى كه ميانهء اين دو طايفه واقع بود برآمد . و غرضش آن بود كه اردوى فرنگ را ملاحظه نمايد كه چه‌قدر مردم‌اند ، و متوجّه دفع ايشان شود . اتفاقا چون متطوعهء عرب و عجم از براى جهاد جمع شده ، ديدند كه صلاح الدّين سوار شده بر بالاى كوه برآمد ، ايشان به اعتقاد آنكه صلاح الدّين به قصد جنگ رفته ، تحقيق‌ناكرده روى به خيمه‌هاى فرنگ نهادند و از اطراف و جوانب مردم پياده بىسروپا دويده مانند مور و ملخ و از صلاح الدّين گذشته بسيار پيش رفتند . صلاح الدّين چون اين حالت را ديد جمعى از امراى خود را فرستاد كه ايشان را بازگردانند . هرچند ايشان سعى كردند ، آن جماعت سخن نشنيده همچنان دلير بر سر فرنگان مىرفتند . و فرنگان را اوّلا گمان آن بود كه در عقب ايشان صلاح الدّين با سپاه مىآيد . چون نيك تحقيق كردند معلوم شد كه صلاح الدّين از بالاى كوه فرود نيامده . فرنگان اين معنى را غنيمت دانسته بر متطوعهء بىسروپا حمله آوردند و اكثر ايشان را به قتل رسانيدند . « 1 » و چون صلاح الدّين از بالاى كوه اين حالت را مشاهده نمود غيرت سلطنت او به حركت آمده از اطراف و جوانب سپاه را فرستاد و خود نيز از روى سرعت هرچه تمام‌تر از كوه فرود آمده متوجّه جنگ با فرنگان شد و جمعى كثير از شجاعان سپاه خود را فرستاد كه سر راه پل صور را بر ايشان گرفتند و از اطراف و جوانب مجاهدان راه خدا فرنگان را به ضرب شمشير بىدريغ و سنان نيزه و زخم تير جگردوز آن‌چنان سراسيمه و مضطرب ساختند كه راه گريز

--> ( 1 ) . نهم جمادى الأولى .