قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3415
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال پانصد و هفتاد و چهارم از رحلت خير البشر از جمله وقايع اين سال آنكه چون صلاح الدّين از سر حصار صور بهواسطهء زمستان كوچ كرده به عكّا آمد و سپاه را رخصت داد كه هركس به منزل خود رفته و اوّل ربيع حاضر شود ، چند روز با جمعى قليل در عكّا توقّف نموده بعد از آن خاطر او از ممرّ آنكه چون جانب جنوبى مدينهء [ ؟ ] و تمام ولايت ساحل از فرنگان گرفته بود غير از سه قلعه ، يكى قلعهء كرك و يكى قلعهء صفد و يكى قلعهء كوكب ، كه اين سه موضع را در ميان ولايت فرنگان داشتند بسيار آزرده مىبود ؛ چه ، رعاياى آن ولايات از دست آن فرنگان ايذاى بسيار داشتند ، بنابراين ، در اثناى زمستان با آن جماعت قليل كه همراه او در عكّا مانده بودند متوجّه قلعهء كوكب شد ، به اعتقاد آنكه آن قلعه را بهآسانى توان گرفت . و چون به حوالى آن قلعه رسيده وضع او را كه بر كوهى بلند افتاده و از هيچ ممر راه ندارد ملاحظه نمود ، دانست كه گرفتن آن قلعه با آن جماعت محال است . بنابراين ، امير قايماز نجمى را در پاى آن قلعه گذاشته خود متوجّه دمشق شد . اهالى دمشق از آمدن او خوشحالىها كردند و از اطراف و جوانب ملوك تهنيت فتحهاى پياپى و استيصال فرنگ از ديار اسلام ، سيّما بيت المقدّس ، نزد او كسان خود فرستاده و اظهار انقياد و اخلاص نمودند و به بزرگى و عظمت شأن سلطان صلاح الدّين مقرّ و معترف گشتند . و در اوّل بهار صلاح الدّين باز بر عزيمت جهاد فرنگ از دمشق بيرون آمده بر كنار بحيرهء قدس « 1 » خيمه زد و از اطراف و جوانب سپاه گردون اشتباه متوجّه ملازمت او شدند . و اوّل
--> ( 1 ) . درياچهء قدس در مغرب حمص قرار داشت .