قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3374

تاريخ الفي ( فارسى )

تصرّف ايشان بود - منعطف داشته ، بعد از محاصرهء سه ماه على الاتصال و خرابى بسيار در سواد آن بلده - به حيثيتى كه جميع باغات آن را بريدند و زراعت‌ها را خراب كرده - آخر الأمر ، اهالى مدينهء قفصه امان خواسته آن شهر را نيز تسليم يعقوب نمودند . و يعقوب باز تمام ولايت افريقيّه را از سر نو به دست آورده در هر شهرى يكى از امراى موحّدين نصب نمود . پس متوجه مراكش شد و جميع تركان شرق را كه در آن ولايت درآمده فتنه و فساد مىكردند ، همراه برده در سرحدّى كه ميانهء او و فرنگان بود مكانى تعيين نمود و جاگيرهاى مناسب به ايشان داد ، و بعد از آن از علىّ بن اسحاق ملثمى نام و نشانى پيدا نشد . و از جمله وقايع اين سال آنكه « 1 » تقى الدّين ، برادرزادهء صلاح الدّين ، از مصر شكايت ملك افضل ، پسر صلاح الدّين ، به پدرش صلاح الدّين نوشت كه « هرگاه من به‌واسطهء خيانت از اهالى مصر خواهم كه چيزى بگيرم كه موجب سياست ايشان شود تا بعد از آن بر امور ناشايسته اقدام ننمايند ، ملك افضل از كمال شفقت و مرحمت كه به عامهء خلايق دارد ، در آن باب مانع مىآيد و اين معنى موجب غرور در رعايا مىشود و ايشان را بر حركات شنيعه دلير مىگرداند . » صلاح الدّين چون بر مضمون مكتوب تقى الدّين اطّلاع يافت ، كس به طلب پسرش ، ملك افضل ، فرستاد و آن را پس از سرزنش بسيار به جانب شام طلب داشت . و تقى الدّين را از طلب ملك افضل و سرزنش وى اين به خاطر رسيد [ 150 ب ] كه غرض صلاح الدّين آن است كه وى در مصر مستقل شود ، تا آنكه بعد از فوت او مصر را داشته باشد . و چون آثار اين خطور به درجهء ظهور رسيد و صلاح الدّين را بر خيال او اطّلاع حاصل شد ، برادر خود ، ملك عادل را با پسرش ، ملك عزيز عثمان ، از حلب طلب داشته روانهء مصر گردانيد و كس به طلب تقى الدّين فرستاده وى را از مصر به دمشق طلبيد . و چون تقى الدّين براين حال واقف شد ، سپاه خود را جمع آورده متوجّه افريقيّه مغرب شد و به‌اتفاق غلام خود قراقوش ، كه مكرّر به او نوشته بود كه آن ولايت نهاده متوجّه اين صوب بايد شد و تمامى آن ولايت را از دست اولاد عبد المؤمن بايد گرفت ؛ و از آن غافل كه قراقوش را چه پيش آمده . القصّه ، چون صلاح الدّين بر ارادهء وى مطّلع شد ، كس پيش او فرستاده كه « غرض از طلبيدن آن فرزند آن است كه به او وصيّتى كرده شود كه محلّ سفر آخرت نزديك است و بر عمر اعتمادى نيست ، و در ميان اهل بيت من كسى كه حمايت حوزهء اسلام تواند كرد غير از آن فرزند ديگرى را نمىبينم . » حاصل كه چندان ملايمت به تقى الدين كرد كه او ترك آن اراده

--> ( 1 ) . ابن اثير اين واقعه را در حوادث سال 582 ه . ق . آورده است .