قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3375

تاريخ الفي ( فارسى )

كرده متوجّه ملازمت صلاح الدّين گرديد . و چون به دمشق رسيد ، صلاح الدّين مدينهء حمات و منبج و معرّه النّعمان « 1 » و كفرطاب و ميّافارقين و جبل جور « 2 » را - كه مجموع اين ولايات در حاصل دوبرابر ولايت مصر مىباشد - به او ارزانى داشت و ملك عادل را با پسرش ، ملك عزيز ، به مصر فرستاد . و در اوايل اين سال پهلوان محمّد بن ايلدگز كه صاحب بلاد جبال « 3 » و رى و اصفهان و آذربايجان و ارانيّه تا حدود شروان بود ، وفات يافت . « 4 » و رعايا از وى بسيار آسودگى و رفاهيت داشتند . بعد از فوت او در بلدهء اصفهان ميانهء شافعيه و حنفيه فتنه به جايى رسيد كه جمعى كثير از جانبين به قتل رسيدند . و رياست شافعيهء آن بلده به ابن خجندى متعلّق بود و رياست حنفيّه به قاضى اصفهان . و همچنين در رى ميانهء شيعه و سنّى محاربات واقع شد كه از جانبين مردم بسيار هلاك شدند . و چون در زمان پهلوان محمّد خطبه و سكّه به نام سلطان طغرل بن محمّد بن ملكشاه سلجوقى بود و اگرچه او را مطلقا اختيارى نبود ، اكنون بعد از فوت پهلوان محمّد چون برادرش ، قزل ارسلان بن ايلدگز به جاى وى قرار گرفت ، سلطان طغرل مذكور با جمعى از امرا اتفاق كرده به سر خود بعضى ولايات را متصرّف شد و ميانهء او و قزل ارسلان محاربات بسيار واقع شد ، چنانچه عما قريب تفاصيل آن مذكور مىگردد ان شاء اللّه تعالى . و در اين سال ميانهء فرنگانى كه در ساحل شام مىبودند مخالفت و منازعت به‌هم رسيد و مهم به آنجا رسيد كه قمص ، صاحب طرابلس ، ميل به اطاعت صلاح الدّين كرد ، و اين معنى را صلاح الدّين از براى استيصال آن طايفه غنيمت دانسته او را در حوزهء حمايت خود جاى داد و به او وعده كرد كه « ان شاء اللّه اعداى تو را زير كرده مملكت اين بلاد را استقلالا بر تو مسلّم مىدارم . » و تفصيل اين مجمل آن است كه اين قمص ، صاحب طرابلس ، كه او را ريموند بن ريموند صنجيلى « 5 » گفتندى ملكهء صاحب طبريه ، بصر نام ، را بعد از فوت شوهرش به عقد خود

--> ( 1 ) . شهرى كهن از اعمال حمص ، ميان حلب و حمات . - ياقوت ، معجم البلدان . ( 2 ) . ناحيه وسيعى از ارمينيه كه تا ديار بكر امتداد دارد . - منبع پيشين . ( 3 ) . جبال يا بلاد الجبال يا قهستان ( معرّب كوهستان ) در اصطلاح جغرافيانويسان قديم اسلامى ، عنوان ناحيه‌اى است كوهستانى در ايران كه بعد به‌عنوان « عراق عجم » مشهور شد . اين ناحيه از شرق به كوير خراسان و فارس ، از غرب به آذربايجان و از شمال به كوه‌هاى البرز و از جنوب به عراق عرب و خوزستان محدود بود . ناحيهء شمال ، جز دشت ممتد از همدان تا رى و به جانب قم ، بقيه كوهستانى است و وجه تسميهء آن به جبال نيز همين است . نام « عراق عجم » را ايرانىها - ظاهرا در قرن ششم هجرى - براى تميز از « عراق عرب » در دورهء سلاجقه به اين ناحيه دادند و پس از حملهء مغول عنوان جبال متروك گرديد . - دايرة المعارف مصاحب . ( 4 ) . ابن اثير اين واقعه را در حوادث سال 582 ه . ق . آورده است . ( 5 ) . متن : شمند بن ريمند صنجيلى . تصحيح براساس متن الكامل . مقايسه شود با صفحهء 3303 كتاب .