قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3008

تاريخ الفي ( فارسى )

كيانند و كى در آنجا فرود آمده‌اند ؟ آخر الأمر ، جماعتى از سپاهيان دمشق با عامهء خلايق از اجلاف و اوباش اتفاق نموده از شهر بيرون آمدند و متوجّه اردوى امير اتابك شدند . و او بالضّروره با آن جماعت معدود ثبات قدم ورزيده آن روز تمام با مردم شام جنگ كرد . و چون شب نزديك شد به جانب خيمه‌گاه رفت . على الصّباح ، از آنجا كوچ نموده به مرج راهط « 1 » رفت و در آنجا آن مقدار توقف نمود كه سپاهش ، كه متفرّق شده بودند ، از اطراف و جوانب رسيده به او پيوستند و غنايم بسيار به دست آوردند . و از جمله وقايع اين سال آنكه چون امير اتابك زنگى از دمشق بازگشت عنان عزيمت به صوب شهرزور و نواحى آن منعطف داشت و والى آن ولايت قفجاق بن ارسلان‌تاش تركمان « 2 » بود و جميع تركمانان اطاعت او را فرض مىدانستند و از حكم او تجاوز نمىكردند . و چون آن ولايت به‌واسطهء تنگى راه‌ها و بسيارى كوه آن‌چنان بود كه به‌آسانى گرفتن آن ميّسر نمىشد ، بنابراين ، جمعى تركمانان به آنجا جمع آمده بودند و به‌واسطهء امنيت ، مردم از اطراف و جوانب نيز روى به آن ولايت آورده آنجا را موطن اختيار نمودند . القصّه ، چون سپاه امير اتابك زنگى به نواحى آن ولايت رسيدند ، از آن جانب نيز قفجاق با لشكر تركمانان ، مستعدّ حرب شده بيرون آمد و ميانهء هردو طايفه آتش جدال و قتال بالا گرفت . آخر الأمر نسيم ظفر و نصرت بر پرچم علم امير اتابك وزيد و سپاه تركمانان طاقت مقاومت نياورده روى به گريز نهادند . امير اتابك آنان را تعاقب نموده به آن ولايت درآمده و تمامى قلاع ايشان را فتح نمود . و قفجاق از ترس جان در بيابان‌ها مىگشت . امير اتابك پس از فتح قلاع كس پيش قفجاق فرستاده او را امان داده پيش خود طلبيد . چون قفجاق به ملازمت امير اتابك رسيد ، امير اتابك او را در سلك امراى خود منتظم گردانيده رعايت لايق نمود . بعد از آن ، قفجاق و فرزندانش قريب به هشتاد سال در ملازمت اتابكيه مىبودند و مساعى جميله در دولت‌خواهى ايشان به ظهور مىرسانيدند و در سر مائهء هفتم از اتابكيه جدا شدند . و از جمله وقايع اين سال آنكه چون جوهر خادم كه به مقرّب ملقّب بود و جميع امراى سلطان به خانهء او مىرفتند [ 68 ب ] و او را خدمت مىكردند و در دولت سنجرى هيچ احدى برابر او اعتبار نداشت و از جمله اقطاعات او و جاگيرهاى او قلمرو ولايت رى بود . و [ امير ] عباس ، كه در آن‌وقت والى رى بود ، از جمله غلامان جوهر مقرّب است ، جماعتى از باطنيه به لباس زنان درآمده به طريق استغاثه و فريادرسى به در خانهء جوهر مقرّب رفتند ، و چون جوهر

--> ( 1 ) . اين همان محلّى است كه مروان بن حكم در سال 65 هجرى با بنى قيس جنگيد و با پيروزى بر آنان حكومت امويان را در سوريه پايه‌ريزى كرد . ( 2 ) . م : قفجاف بن ارسلان ؛ ح : نفجاف بن ارسلان . وى مؤسس سلسلهء كركويه تركمانيه بود .