قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3007

تاريخ الفي ( فارسى )

توقّف نموده منتظر سپاه ديگر كه از اطراف و جوانب به ايشان رسد بماندند . بنابراين ، امير اتابك بازگشته بر سر دمشق آمد « 1 » و از دهات آن ولايت ، آنچه در سر راه او بود ، همه را سوخته و تاراج نمود و به جانب موصل مراجعت كرد . و بعد از آن فرنگان با مجير الدّين ملاقات نموده ميانه عهود و پيمان مؤكّد گردانيده بازگشتند . و معين الدّين اتز ، بعد از مراجعت امير اتابك ، از دمشق بيرون آمده بر قلعهء بانياس كه نوّاب و عمّال امير اتابك داشتند ، رفته آن قلعه را گرفته به فرنگان تسليم نمود . و سبب گرفتن معين الدّين قلعهء بانياس را به‌آسانى ، آن بود كه قبل از آمدن ايشان بر سر آن قلعه ، والى آن قلعه از قبل امير اتابك زنگى لشكرى جمع آورده بر سر مدينهء صور رفته بود . معين الدّين انر اين فرصت غنيمت دانسته خود را به آن قلعه رسانيده بىكلفت جنگ به حوزهء تصرّف خود درآورده بنابر وعده‌اى كه به فرنگان كرده بود آن قلعه را تسليم ايشان نمود . و امّا والى بانياس كه بر سر مدينهء صور رفته بود ، در اثناى راه ميانهء او و صاحب انطاكيه ، كه يكى از امراى فرنگ بود ، محاربه واقع شد . و در اثناى جنگ والى بانياس به دست فرنگان افتاد و اكثر سپاهش به قتل رسيدند و بقيّة السيف معدودى متفرّق و پريشان شده به اطراف و جوانب گريختند و فرنگان والى بانياس را نيز به قتل رسانيدند . و چون اين خبر به سمع امير اتابك زنگى رسيد آتش غضب او شعله زد و فى الحال ، باز لشكرى انبوه به‌هم رسانيده متوجّه دمشق شد . و چون به حدود بعلبك رسيد مشخّص شد كه معين الدّين انر قلعهء بانياس را گرفته به فرنگان داده و والى بانياس كه از امراى صاحب وجود او بود بر دست والى انطاكيه به قتل رسيد . بنابراين ، امير اتابك زنگى سپاه خود را در ولايت شام از براى تاخت و تاراج متفرّ ساخت و حكم كرد كه هرجا كه برسند بعد از تاراج ، آن خانه‌ها را بسوزانند . و خود با جمعى از خواص خود در وقت سحر آمده در ظاهر شهر دمشق فرود آمد ، به نوعى كه بر هيچ‌كس ظاهر نشد كه كسى بيرون شهر آمده . و غرض امير اتابك آن بود كه در آنجا فرود آمده از سپاه خود كه متفرق شده‌اند خبردار باشند و كسى از دمشق بر سر ايشان نرود . و چون ايشان طايفه‌طايفه متفرّق شدند ، مبادا جماعتى بر دست دمشقيان گرفتار شوند . اتفاقا اين خيال او عكس ثمره داد ؛ چه ، على الصباح چون اهل دمشق بيدار شدند ، ديدند كه بيرون شهر خيمه‌اى چند زده‌اند و جماعتى از سپاه فرود آمده . اهالى شهر دمشق از ديدن آن خيمه‌ها متوهّم شده ، هيچ‌كس نمىدانست كه ايشان

--> ( 1 ) . در تاريخ ششم شوّال بود كه امير اتابك به سوى دمشق بازگشت و در دهستان عذراء ( محلّى كه حجر بن عدىّ از ياران نزديك على بن ابى طالب در آنجا به قتل رسيد و همان‌جا مدفون شد ) اردو زد . - منبع پيشين .