قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3329
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال پانصد و شصت و سيم از رحلت خير البشر « 1 » در اين سال شمس الدّين محمّد بن عبد الملك كه از امراى كبار ملك نور الدّين محمود بود و بعد از وى با صلاح الدّين در باب آنكه دمشق به دست او آيد اعانت بسيار كرده بود و صلاح الدّين بعلبك را به او ارزانى داشته ، بر وى عاصى شد . و سبب عصيان شمس الدّين مذكور آن بود كه تورانشاه ، برادر كلان صلاح الدّين ، بهواسطهء آنكه بعلبك مولد و منشأ او بود از برادر خود طلب داشت و در آن باب مبالغهء بسيار نمود و گفت كه « من بعلبك را بر جميع بلاد ترجيح مىدهم . » بنابراين صلاح الدّين به شمس الدّين گفت كه « تو بعلبك را به تورانشاه بگذار و به عوض او از بلاد شام هرجا را كه مىخواهى بستان . » و شمس الدّين در آن باب مضايقه كرد و به عرض صلاح الدّين رسانيد كه « تو بعلبك را به عهود و مواثيقى كه تجاوز از آن لايق شأن سلاطين نيست به من داده [ اى ] . الحال من او را به كسى نمىدهم . » و صلاح الدّين چون خاطر برادر بزرگ خود ، تورانشاه ، را عزيز مىداشت در آن باب مبالغهء بسيار فرمود . و شمس الدّين چون ديد كه صلاح الدّين در باب گرفتن بعلبك به جدّ است ، به يك بار از اردوى صلاح الدّين - كه ظاهر حمص واقع بود - گريخته به بعلبك رفت و در مقام محافظت شهر و مرمّت برج و بارو درآمد . چون اين خبر به سمع صلاح الدّين رسيد ، متوجّه بعلبك شد و آن را محاصره نمود و بعد از چند روز خود به جانب دمشق بازگشت و جمعى از امراى خود را با سپاه فراوان در آنجا
--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر . ابن اثير وقايع اين سال را در حوادث سال 574 ه . ق . آورده است . اين اختلاف زمانى در بيان وقايع ، از واقعهء وفات مستضئى بامر الله ، به بعد از بين رفته و هردو اثر آن را در 575 ه . ق ( - 565 رحلت ) بيان داشتهاند . - ص 3335 كتاب .