قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3305
تاريخ الفي ( فارسى )
وى باشد ، و خود با جمعى از سپاه متوجّه سنجار شد و برادر خود عماد الدّين را در آنجا محاصره نمود . چون عزّ الدّين مسعود از آب فرات گذشته به حلب رسيد ، ملك صالح پسر ملك نور الدّين ، سپاه حلب را نيز همراه او كرد . و عزّ الدّين مسعود با لشكرى فراوان روى به شام نهاد . و چون صلاح الدّين بر اين حال اطّلاع يافت ، كس پيش سيف الدّين غازى فرستاده پيغام داد كه « من از ولايت شام ، حمص و حمات را به تو مىدهم . دمشق را به من واگذار ، كه من نيابت ملك صالح داشته باشم . » و سيف الدّين از اين سخنان صلاح الدّين چنان متفطن شد كه او را چون قوّت مقاومت برادرش عزّ الدّين مسعود نيست از راه ملايمت درآمده ، بنابراين التماس او را قبول نكرد و در جواب آن نوشت كه « صلاح حال صلاح الدّين در آن است كه دست از بلاد شام بازداشته همان به بلاد مصريه كه عمّ ما ، ملك مغفور به او داده قانع شود و زيادهطلبى را از خاطر خود بيرون كرده به حال خود باشد ، و الّا آنچه مىبيند از خود مىبيند . » چون اين جواب به صلاح الدّين رسيد او نيز سپاه خود را مستعد ساخته متوجّه حرب عزّ الدّين مسعود گشت و در حوالى حمات در موضعى كه به قرون حمات اشتهار دارد تلاقى فريقين روى نمود . و چون مقدّمهء لشكر عزّ الدّين مسعود بنابه فرمودهء سيف الدّين غازى به زلفاندار « 1 » - كه از شجاعت مطلقا بهره نداشت ، امّا بنابر قوّت طالع كه بعضى را مىباشد كه با وجود كمال نامردى و بددلى در نظر سلاطين به صفت شجاعت و مردانگى درجهء قبول مىيابند ، در نظر سيف الدّين غازى بسى شجاع و مردانه قرار يافته بود - تعلّق داشت ، آن نامرد به مجرّد ملاقات فريقين و اندك كرّ و فرّ ، روى به گريز نهاده از ميان معركه بيرون رفت و عزّ الدّين مسعود با جمعى از شجاعان سپاه در پاى علم ثبات ورزيده ايستاد . و چون صلاح الدّين او را به آن ثبات مشاهده نمود ، گفت : « اين جوان يا كمال شجاعت دارد و يا وقوفش در سپاهيگرى بسيار كم است . » پس فوجى آراسته را فرمود كه بر وى حمله آوردند . عزّ الدّين مسعود چون قليلى همراه او مانده بودند و ايشان نيز بيدل شده ، ناچار او نيز طاقت مقاومت نياورده روى به گريز نهاد . و سپاه صلاح الدّين ايشان را تا حلب تعاقب نموده باز حلب را محاصره كرد . چون خبر شكست عزّ الدّين مسعود در پاى قلعهء سنجار به سيف الدّين غازى رسيد ، او با برادر خود مصالحه كرده ، روى به موصل نهاد . صلاح الدّين اين نوبت در محاصره به جدّ شده عرّاده و منجنيق نصب نموده و اسم ملك صالح بن نور الدّين از خطبه و سكّه محو نمود . و
--> ( 1 ) . م ، ق : زيف آبدار . الكامل : زلفندار .