قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3265
تاريخ الفي ( فارسى )
صد گنج تو را ، خنجر برّان ما را * كاشانه تو را ، مركب و ميدان ما را خواهى كه خصومت از ميان برخيزد * خوارزم تو را ، ملك خراسان ما را و سلطانشاه در جواب برادرزادهء خود اين رباعى فرستاد : اى جان عم ابن عم نه ره سودا گيرد * اين قصّه نه در شما ، نه در ما گيرد تا قبضهء شمشير كه پالايد خون ؟ * تا آتش اقبال كه بالا گيرد و ببايد دانست كه چون خصومت و نزاعى كه مدتى مديد ميانهء اين دو برادر ، يعنى علاء الدّين تكش و سلطانشاه بود ، در تواريخ معتبره به روايات مختلفه - كه جميع ميانهء آن روايات ممكن نيست و صحّت هيچكدام متيقّن نمىشود تا به ايراد آن روايت اكتفا نموده شود - مذكور است . بنابراين احوال هردو برادر مفصلا به جميع روايات در اينجا ذكر مىگردد ؛ چه اگر وقايع ايشان را بر سنوات قسمت نموده ذكر كرده شود ، موجب انتشار و عدم ضبط خواهد بود ، لهذا به طرح صاحب كامل التواريخ وقايع چند سالهء ايشان را در اينجا مذكور كرده ، اكنون خلاصهء آنچه ابو الحسن بن ابو القاسم بيهقى در كتاب مشارب التجارب آورده اين است كه : چون نزاع ميانهء آن دو برادر بالا گرفت ملكه تركان مىخواست كه لشكرى مستعد ساخته بر سر علاء الدّين تكش فرستد كه او را از جند دستگير نموده بياورند . و چون علاء الدّين بر اين حال اطّلاع يافت ، بهواسطهء قلّت استعداد و عدم قوّت بر مدافعهء سپاه خوارزم ، قبل از وصول سپاه سلطانشاه از جند بيرون رفته عنان عزيمت به صوب تركستان منعطف داشته ، التجا به قرا خان ختاى ، دختر خان خانان - كه در آنوقت اسم خانى مملكت تركستان بر وى قرار يافته بود - برد ، و مدبّر امور شوهر او بود . القصّه چون تكش به ملازمت قراختاى رسيد ، از وى التماس آن نمود كه اگر به امداد او خوارزم از دست برادر مستخلص گردد هر سال مبلغى معيّن جهت قراختاى مىفرستاده باشد . قراختاى ملتمس او را مبذول داشته ، شوهر خود فرما « 1 » ، را با لشكرى انبوه همراه به خوارزم فرستاد . و چون تكش با لشكر تركستان متوجّه خوارزم شد ، سلطانشاه و مادرش ملكه تركان از محاربهء تركان هراسان گشته ، پيش از آمدن ايشان با خزاين خود به قصد امداد از امير مؤيّد اى ابه روى به نيشابور نهادند و علاء الدّين تكش بىممانعت و مزاحمت به خوارزم درآمد . ذكر حكومت علاء الدّين تكش بن ايل ارسلان چون سلطانشاه پيش از آمدن برادرش با لشكرى از تركستان وى خوارزم را خالى كرده به
--> ( 1 ) . در متن : قوما . اين نام در روضة الصفا و تاريخ جهانگشا بهصورت فرما ضبط شده است .