قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3264
تاريخ الفي ( فارسى )
مردم مىرسيد ، مع هذا خبر بهزودى به مردم نمىرسيد . و چون حمامات هواذى بههم رسيدند ، بسيار بودى كه يك ماهه راه را به سه روز ، بلكه كمتر از سه روز قطع نموده خبر مىرسانيدند . و از اين رهگذر ملك نور الدّين بسيار خوشحال و مسرور گرديد . و بعد از وى اين شيوه در آن ولايت شايع شد و الى يومنا هذا در بعضى از ولايات عراق عرب هنوز آن كبوتران مىباشند . و از عجايب احوال آن كبوتران يكى آن است كه از ثقات آن ديار شنيده شد كه يكى از آن كبوتران را چون شب درآيد و به منزل خود نتواند رسيد ، مطلقا به [ هيچ ] آبادانى فرود نمىآيد كه مبادا به دست شخصى افتد كه البته دور از آبادانى مىگذراند . و اللّه اعلم بحقايق الامور . و از جمله وقايع اين سال آنكه حشم خطا و ماوراء النهر بهاتفاق جمعيت نموده متوجّه جنگ خوارزمشاه ايل ارسلان شدند . و چون او آوازهء ايشان شنيد - نيز - مستعد جنگ شد و در مقدّمهء لشكر خود عباد بيك را كه از قارلقان « 1 » ماوراء النهر بود با لشكرى فراوان به كنار آب آمويه فرستاد و خود بر عقب ايشان روان شد . و قبل از رسيدن او [ 125 الف ] عباد بيك با آن طايفه جنگ كرده گرفتار شد . و ايل ارسلان از شنيدن آن خبر وحشتاثر ، بيمار شده به جانب خوارزم مراجعت نمود و در نوزدهم ماه رجب اين سال وفات يافت . مدّت حكومتش شانزده سال بود . ذكر حكومت سلطانشاه بن ايل ارسلان بن ملك اتسز خوارزمشاه چون ملكهء تركان نزد ايل ارسلان از ساير زنان او اعتبار و عزّت تمام داشت و ايل ارسلان او را از همهء حرمهاى خود بيشتر دوست مىداشت ، بهواسطهء خاطر او پسر كوچك خود ، سلطانشاه ، را كه از آن ملكه بود ولىعهد خود ساخته و پسر كلان خود ، علاء الدّين تكش ، را در ايّام حيات خود ولايت [ ى ] چند ارزانى داشته . بعد از فوت ايل ارسلان ، سلطانشاه بر تخت خوارزمشاهى قرار گرفت و تدبير امور او به رأى و رؤيت مادرش ، ملكه تركان ، مفوّض بود . و چون اين خبر به علاء الدّين تكش رسيد ، در مقام منازعت و مخالفت شده طالب جاى پدر خود شد . و سلطانشاه اين دو بيت كه از نتايج طبع اوست نوشت و جهت برادر بزرگ خود فرستاد : هرگه كه سمند عزم من پويه كند * دشمن ز نهيب تيغ من مويه كند اينجا به رسول و نامه نايد كار * شمشير دو رويه كار يك رويه كند و تكش خان را پسرى بود ، ملكشاه نام . در جواب عمّ خود اين رباعى گفته ، فرستاد :
--> ( 1 ) . در متن : قرلغان .