قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3263

تاريخ الفي ( فارسى )

كشتىها را متصرّف شدند و حال آنكه در ميانهء فرنگان و ملك نور الدّين صلح شده . و چون اين خبر به سمع ملك نور الدّين رسيد ، كس پيش ايشان فرستاده پيغام داد كه « بعد از وقوع مصالحه ، اين حركت بسيار نالايق بود . به‌هرحال مناسب آن است كه هرچه از آن كشتىها از اموال تجّار و غير آن گرفته‌اند بازپس فرستند تا امر مصالحه به حال خود باشد ، و الّا مستعد باشند كه اينك مجاهدان راه خدا متوجّه بلاد شمااند . » و فرنگان جواب ملك نور الدّين چنين فرستادند كه « ميانهء ما و شما همچنان مصالحه به حال خود است . غايتش چون قاعده مقرّر است كه هر كشتى كه در حوالى بنادر ما مىرسد و مىشكند ، اموال او متعلّق به ما است . ما اين اموال را بر خلاف قاعدهء مقرّر بازنمىدهيم . » ملك نور الدّين چون اين جواب ناصواب شنيد ، حكم كرد كه افواج سپاه اسلام به ولايت ايشان درآيند و هرچه توانند از غارت و قتل و خرابى قلاع و بلاد در آن ، تقصير نكنند . بنابراين ، جمعى از امراى ملك نور الدّين به‌جانب انطاكيه رفتند و بعضى روى به طرابلس آوردند . ملك نور الدّين خود قلعهء عرقه « 1 » را ، كه از مشاهير قلاع آن طايفه بود ، محاصره كرد و جمعى از امرا را با سپاه فراوان بر سر قلعهء صافيثا و عريمه فرستاد . و اين دو قلعه را پيشتر از همه جبرا و قهرا گرفته خراب كردند و چندان غنايم از اين دو قلعه به دست اهل اسلام افتاد كه از حدّ شمار بيرون بود . همچنين ولايت انطاكيه و طرابلس را خراب كردند و قلعهء عرقه را نيز نزديك به آن رسانيدند كه از يك طرف ديوارش را شكسته درآيند ، كه جمعى از رهبانان فرنگ به تضرّع و زارى تمام نزد ملك نور الدّين آمده به عرض رسانيدند كه « آنچه از آن دو كشتى گرفته‌اند با تحف و هداياى ديگر بازمىدهند . بايد كه مصالحه ميان ما و شما همچنان به حال خود باشد . » ملك نور الدّين التماس ايشان را مبذول داشته ، كسان به طلب افواج خود فرستاده همه را طلب داشت و خود نيز از پاى قلعه كوچ كرده متوجّه شام شد . و هم در اين سال ملك نور الدّين به‌واسطهء وسعت ولايت او ، كه از حدود نوبهء مصر - كه عبارت از اقصى بلاد صعيد است - تا به همدان ، فرمود تا در هر شهرى از شهرهاى او مردم به تربيت و نگاه‌داشتن حمامات هواذى كه ايشان را « مراسيل » « 2 » نيز گويند ؛ يعنى كبوترهايى كه از ولايات دور به آشيانهء خود روند ، مردم را به‌واسطهء تربيت كردن آن نوع كبوتر رعايت بسيار مىكرد ، و از آن كبوترها نفع بسيار و آسايش بىشمار به خلايق مىرسيد ؛ چه قبل از آن از براى خبر بردن به ولايات بعيد ، مردم ديوانى در راه اسب‌ها از مردم مىگرفتند و آزار بسيار به

--> ( 1 ) . شهرى در كوهپايه‌هاى شرق طرابلس كه در بلندىهاى آن بر روى كوه قلعه‌اى نيز به همين نام وجود دارد . ( 2 ) . جمع مرسل به معنى رسول و فرستاده ؛ و آن تشبيه است به سهم و تير كوچك به جهت چابكى وى . - لغتنامهء دهخدا .