قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3244
تاريخ الفي ( فارسى )
او را از بدنش جدا كردند « 1 » و نزد خليفه فرستادند . خليفه بسيار خوشحالىها نمود و فرمود تا خانهء وى را تاراج كردند و خود به قصر وى درآمده ، از اموال و خزاين خلفاى مصر آنچه وى به خانهء خود برده بود همه را خليفه متصرّف شد . در اثناى داروگير پسر شاور ، كامل ، را نيز به قتل رسانيدند . اسد الدّين بر قتل وى بسيار ندامت و پشيمانى مىورزيد ؛ چه ، به او رسيده بود كه او در باب منع پدر از مكرى كه نسبت به اسد الدّين انديشيده بود چه مقدار مبالغه داشت . « 2 » و بعد از قتل شاور به دو ماه و پنج روز ، اسد الدّين شيركوه نيز وفات يافت . « 3 » خليفه العاضد لدين اللّه جاى او و منصب وزارت خود را به صلاح الدّين يوسف ، كه به زور در اين سفر همراهى عمّ خود كرده بود ، ارزانى داشت و امراى ديگر ملك نور الدّين محمود را ، كه در رتبه و شأن بيشتر از صلاح الدّين يوسف بودند ، هريك به نيابت اسد الدّين توقّع داشتند ؛ مثل عين الدّوله باروقى و قطب الدّين ، و سيف الدّين مشطوب « 4 » هكّارى ، و شهاب الدّين محمود حازمى « 5 » ، كه خالوى صلاح الدّين يوسف بود به واسطهء استقلال ايشان در آن منصب دخل نداد . و صلاح الدّين يوسف چون در سنّ از همه كوچكتر بود ، امراى مصر خاطرنشان العاضد لدين اللّه كردند كه « مناسب آن است كه جاى اسد الدّين را به صلاح الدّين دهيم ، كه او بهواسطهء صغر سن از حكم تو بيرون نخواهد رفت و اگر امراى ديگر مضايقه نمايند ، ايشان را به هرنحوى كه باشد راضى خواهيم كرد . » بنابراين ، عاضد لدين اللّه فى الحال بعد از فوت اسد الدّين شيركوه ، صلاح الدّين يوسف را طلب داشته خلعت وزارت پوشانيد . « 6 » و چون اين خبر به امراى نوريّه رسيد همگى در مقام پرخاش درآمدند . آخر الأمر ، به سعى فقيه عيسى هكّارى ، كه پيش اسد الدّين مرتبهء عظيم داشت ، همه راضى شدند غير از عين الدّين باروقى ، كه او از مصر بيرون آمده باز به خدمت ملك نور الدّين رفت . و عاضد لدين اللّه ، صلاح الدّين را به « الملك الناصر » ملقّب گردانيد و ملك نور الدّين محمود او را « امير اسفهسلار » « 7 » مىنوشت . و در فرمانى كه به او مىنوشت تنها او را ياد مىكرد ، بلكه چنين مىنوشت كه « اسفهسلار صلاح الدّين و ساير امراى ديار مصر بدانند . »
--> ( 1 ) . هفدهم ربيع الآخر 564 هجرى . ( 2 ) . طبق گزارش ابن اثير ، پس از كشته شدن شاور ، كامل همراه ديگر برادران به خليفه پناه بردند . امّا اين پايان كار پسران شاور بود . و اسد الدّين مىگفت : « دلم مىخواست كامل زنده مىماند تا نيكى او را با نيكى پاداش دهم . » ( 3 ) . بيست و دوّم جمادى الآخر 564 هجرى . ( 4 ) . ق : مسطوب . ( 5 ) . الكامل : حارمى . ( 6 ) . وزارت خليفهء فاطمى براى صلاح الدّين كار شاقّى بود . او در يك زمان هم وزارت خليفهء فاطمى شيعه و هم نيابت نور الدّين محمود ، حاكم سنّى مذهب دمشق را به عهده داشت و ناچار بود هردو را در خطبه ثنا گويد . ( 7 ) . امير سپهسالار .