قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3240
تاريخ الفي ( فارسى )
تمامى لشكر امير ساخته با سپاه ديگر فرستاد . ايشان نيز هرچند سعى كردند فايدهاى بر آن مترتّب نشد و اهل قلعه را هيچ پروايى از محاصره ايشان نبود . و چون ملك نور الدّين ديد كه به جنگ گرفتن قلعهء جعبر محال است ، باز شهاب الدّين را طلبيده از روى ملايمت تمام از وى قلعه را طلبيد و به عوض مدينهء سروج « 1 » را با اعمال و نواحى خود و ملاحت حلب و بيست هزار دينار نقد به او داد . شهاب الدّين اين نوبت قبول كرد و گفت : « الحال چون بر همگنان ظاهر شد كه قلعهء جعبر را به زور نمىتوان گرفت ، به ملك دارم . » و آنچه از اقطاعات ملك نور الدّين به او داده بود ، غير از زر نقد ، حاصل آن بسيار زياده از حاصل قلعهء جعبر بود ؛ چنانچه شخصى از شهاب الدّين جعبرى پرسيده بود كه « سروج بهتر است يا قلعهء جعبر ؟ » شهاب الدّين در جواب او گفته بود « زر در سروج بيشتر است و عزت در جعبر . » و از جمله وقايع اين سال قتل شاور ، وزير خليفه عاضد لدين اللّه « 2 » علوى مصر است بر دست اسد الدّين شيركوه و وفات اسد الدّين بعد از او به دو ماه و پنج روز ، و استيلاى صلاح الدّين يوسف ، برادرزادهء اسد الدّين مذكور ، بر ديار مصر . و كيفيت اين واقعه [ را ] در تواريخ معتبره چنين آوردهاند كه چون در وقايع سال سابق مذكور شد كه اسد الدّين با شاور مصالحه كرد به شرط آنكه فرنگان را ولايت مصر دخل ندهند ، به جانب شام مراجعت نموده بود . و شاور با فرنگان چنين قرار داده بود كه جمعى از ايشان به طريق شحنگى در قاهره باشند و باقى به ولايت خود روند و هرساله صد هزار دينار جهت فرنگ قبول كرده بود و پنجاه هزار دينار از براى ملك نور الدّين . در اين سال چون فرنگانى كه در قاهره بودند ، ضعف خلفاى علويه را مشاهده نمودند ، قوّت طامعهء ايشان به حركت آمده مكررّا به امير الأمراى خود در سواحل شام - كه او را مرى گفتندى و از آن زمان كه فرنگان در ساحل ولايت شام دخل كرده بودند هيچ امير از ايشان در شجاعت و تدبير به وى نمىرسيد و همه او را به بزرگى و شأن قبول داشتند - نوشته كه « گرفتن مصر در كمال آسانى است ، كه ايشان لشكرى كه ممانعت ما تواند بود ، مطلقا ندارند . خصوصا الحال كه جمعى كثير از مردم ما در قاهره مىباشند ، به مجرّد توجّه شما ، ما قاهره را متصرّف مىشويم . » و مرى اصلا گوش به سخنان ايشان نمىكرد و به گرفتن مصر راضى نمىشد ، تا آنكه جمعى از اركان و اعيان دولت او به گفتند كه « هرگز فرصت بهتر از اين از براى گرفتن مصر به دست ما نخواهد افتاد . سبب عدم توجّه شما به اين مهمّ چيست ؟ » مرى در جواب ايشان گفت كه « الحال مصر طعمهء ما نيست ؛ چه ، هرساله صد هزار دينار از ايشان مىستانيم و جمعى
--> ( 1 ) . شهركى در نزديكى حرّان ، در ديار مضر . ( 2 ) . هرسه نسخه : عاضد باللّه .