قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3218
تاريخ الفي ( فارسى )
نور الدّين متوجّه ايشاناند ، ايشان نيز صفوف قتال آراسته ، پيادهها را در پيش سوارهها با تفنگ نگاهداشتند . ملك نور الدّين محمود نيز ميمنه و ميسره و قلب و جناح آراسته متوجّه ايشان شد . ميمنهء ملك نور الدّين ، حلبيان و فخر الدّين قرا ارسلان ، صاحب حصن كيفا ، داشت ، و ميسره را زين الدّين على كوچك با لشكر موصل . و ملك نور الدّين با ميمنه و ميسره چنين قرار داده بود كه « بايد شما آنمقدار صبر كنيد كه تا فرنگان بر شما حمله آورند ، و بر هركدام كه حمله آورند بعد از اندك مدافعه روى به گريز نهيد و ايشان را در عقب خود آنقدر راه بريد ، كه سوارها از پيادهها دور شوند . بعد از آن ما پيادهها را از پيش برداشته از عقب سواران درمىآييم . » اتّفاقا ، تدبير موافق تقدير افتاد و به مجرّد آنكه صفوف سپاه جانبين برابر يكديگر شدند ، سواران فرنگ پيشدستى نموده بر ميمنهء سپاه اسلام حمله آوردند . فخر الدّين قرا ارسلان با سپاه خود و حلبيان به مقتضاى قرارداد عمل نموده بعد از اندك ممانعت روى به گريز نهاد و سپاه فرنگ دليرانه از عقب او روان شدند . چون قدرى از پيادههاى خود دور افتادند ، زين الدّين على كوچك با سپاه موصل از ميسره برآمده بر پيادههاى ايشان حمله آورد . در يك لحظه تمامى ايشان را پايمال سم ستوران گردانيد و اكثر ايشان را اسير و دستگير ساخته كه در اين اثنا ، سواران فرنگ بازگشتند . و فخر الدّين قرا ارسلان نيز عنان برگردانيده از عقب ايشان درآمد . و از اينجانب زين الدّين على كوچك بعد از قتل [ 115 الف ] و اسير پيادگان بر ايشان برگشت و از پهلوى سپاه قلب بر ايشان حمله آورد و از پهلوى ديگر فوجى ، كه در جناح قرار يافته بود ، روى به ايشان نهاد و مانند مركز دايره ايشان را در ميان گرفته شروع در قتل و كشش كردند . و مهم به جايى رسيد كه جميع سرداران فرنگ اسير شدند حتى پرنس « 1 » ، صاحب انطاكيه و قمص ، صاحب طرابلس ، و شيطان بچهء فرنگان ، ابن جوسكين ، و ديگر عظما و بزرگان بسيار به دست افتادند و چندان غنايم و اموال و اسباب بر دست مجاهدان راه خدا افتاد كه از شماره بيرون بود . قلعهء حارم فتح شد و ملك نور الدّين سپاه موصل و فخر الدّين قرا ارسلان را بعد از رعايت پادشاهانه رخصت مراجعت فرمود و خود با سپاه خاصهء خود عنان عزيمت به صوب قلعهء بانياس ، كه در سنهء ثلث و اربعين و خمسمائه [ - 543 ] هجرى معين الدّين انر به فرنگان داده بود ، منعطف داشت . و بعد از محاربه و مقاتلهء بسيار قلعهء بانياس نيز فتح شد . و در پاى آن قلعه ، يك چشم ، برادر ملك نور الدّين بىنور شد . از جهت تسلّى او فرمود كه « اى برادر ، آنچه در
--> ( 1 ) . م : فرنس .