قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3211

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال پانصد و چهل و هشتم از رحلت خير البشر « 1 » از جمله وقايع اين سال آنكه عبد المؤمن در ماه جمادى الأول ، صاحب بلاد افريقيهء مغرب و اندلس ، بعد از آنكه مدّت سى و سه سال از روى استقلال حكومت آن ولايت كرد در مدينهء سلا وفات يافت . و قبل از آنكه فوت شود امراى موحّدين را طلب داشت و به ايشان گفت كه « من پسر خود ، محمّد ، را مكرّرا تجربه كرده‌ام . او را لايق سلطنت و حكومت نيافته‌ام و از فرزندان كسى كه لايق اين امر هست ابو يعقوب يوسف است . بايد كه او را بر خود امير سازيد تا مهمّات دولت شما به حال خود بماند و بيگانگان در شما طمع نكنند . » و چون عبد المؤمن وفات يافت ، فوت او را پنهان داشته از سلا « 2 » او را در محفّه كرده به طريق آنكه او بيمار است به مراكش رسانيدند و آنجا تا آن‌مقدار زمان كه جميع امرا و اعيان دولت به ابو يعقوب يوسف بيعت كردند ، موت او را پنهان داشته بودند . و چون بيعت او تمام شد ، « 3 » عبد المؤمن را بيرون آوردند و مدفون ساختند . و عبد المؤمن در باب محافظت شريعت محمّدى ، صلّى اللّه عليه و آله ، آن‌چنان صلابت و تعصّب داشت كه در تمام قلمرو او حكم بود كه هركه بدون عذر شرعى ترك يك وقت نماز كند ، او را البته به قتل مىرسانيدند و به‌هيچ‌وجه عذر او را نمىشنيدند . و از جمله وقايع اين سال آنكه امير مؤيّد اىابه با لشكرى فراوان به جانب ولايت قومس « 4 »

--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر . ( 2 ) . در متن : سلار . ( 3 ) . به تصريح ابن اثير او را « امير المؤمنين » ناميدند . ( 4 ) . معرّب كومس است . سرزمينى است پهناور كه بسطام و بيار از شهرهاى آن به‌شمار مىرود .