قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3203

تاريخ الفي ( فارسى )

قتل رسيد . و هم در سال مذكور محمد طرفى ، كه از مشاهير علماى آن زمان بود ، بر دست ابو القاسم خزرى كشته شد . و در محرّم سنهء سبع و ثلثين و خمسمائه [ - 537 ] امير گردبازو بن علىّ بن شهريار ، پادشاه مازندران ، بر دست يكى از فداييان آن طايفه به قتل رسيد . و هم در سال مذكور سلطان داود بن محمود بن محمّد بن ملكشاه بر دست چهار رفيق شامى به قتل رسيد . و در ذيحجّهء سال مذكور ، امير گرشاسف ، پادشاه گرجستان ، بر دست اسيرى كشته شد . و در ماه رمضان سنهء پانصد و چهل آقسنقر ، غلام سلطان سنجر ، كه حاكم ترشيز بود ، در وقتى كه از سنجر رويگردان شد ، بر دست دو رفيق كارش به اتمام رسيد . و در سال پانصد و چهل و يكم از هجرت والى رى در بغداد به اشارت سلطان مسعود بر دست جماعتى از فداييان اسماعيليه به قتل رسيد و سرش را از بغداد جهت سلطان سنجر فرستادند . و در ماه جمادى الآخر سال پانصد و پنجاه و پنجم از هجرت ، عماد الدّين شرف الملوك ، وزير مويّد الملك ، بر دست يونس بن عليشير و حسين سرّاج به قتل رسيد . حكومت حسن به محمّد بزرگ اميد المشتهر به على ذكره السلام ، كه داعى چهارم است از دعات اسماعيليهء نزاريّه . ولادت حسن بن محمّد در سال پانصد و بيستم هجرى بود . و چون وى به سنّ تميز رسيد ، هوس تحصيل علوم و دانستن مذاهب حكماى سابق بر وى غالب شد و در آن باب مساعى جميله به ظهور رسانيد و مذهب اسماعيليه را به دلايل عقليه و نقليهء شرعيه در عنفوان شباب به نوعى تقرير مىكرد كه خاطرنشان جميع مردم مىشد . و چون بعد از حسن صبّاح مثل او در ميان آن طايفه به فضيلت و اطّلاع بر علوم شرعيه و حكميّه پيدا نشده بود - چه ، او كلمات حكما را به نكات و عبارات تصوّف آميخته آن‌چنان تقرير واضح مىنمود كه مستمعان از آن محظوظ و بهره‌مند مىشدند - بنابراين ، رفيقان در اطاعت و انقياد او داد مبالغه مىدادند ، بلكه او را امامى كه « سيّدنا » يعنى حسن صبّاح به عرف ايشان وعده داده ، اعتقاد مىكردند . و چون پدرش كيا محمّد ، كه از حليهء علم عارى بود و در اظهار شعائر اسلام [ 112 الف ] و دعوت انام به‌طور سيّد سيّدنا متعصّب بود ، به‌طورى كه از اطراف او قدم بيرون نمىنهاد ، بر اين حال اطّلاع يافت ، بر پسر خود ، حسن ، انكار بليغ نمود . مردم را جمع آورده گفت كه « اين حسن پسر من است و من امام نيستم ، بلكه يكى از داعيان امامم . و هركه غير اين اعتقاد دارد و پسر من ، حسن ، را امام داند كافر و بىدين باشد . » و جماعتى را كه اين اعتقاد داشتند به انواع عقوبت مثل مثله ساختن و شكنجه‌هاى گوناگون معذّب داشت و به يك دفعه دويست و پنجاه كس را از آن طايفه در الموت به قتل رسانيد و بر پشت دويست و پنجاه نفر ديگر كه نيز آن اعتقاد داشتند بار