قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3164

تاريخ الفي ( فارسى )

آمدند . آب سغد در ميانهء ايشان فاصله بود . و ايلك تركمان چون شوكت خوارزمشاهى مشاهده نمود ، در مقام ملايمت و فروتنى شده جمعى از سادات و موالى و درويشان را در ميان انداخته ، درخواست مصالحه نمودند . خوارزمشاه نيز ملتمس ايشان را مبذول داشته ، به جانب خوارزم مراجعت كرد و بزرگان قارلقى را به احترام تمام به مقام خويش فرستاد . و از جمله وقايع اين سال آنكه بعد از فوت سلطان سنجر ميانهء غزان و خاقان محمود بن محمّد در خراسان محاربات روى نمود . و تفصيل آن وقايع در تواريخ معتبره چنين آورده‌اند كه بعد از فوت سلطان سنجر امراى غز در بلخ اقامت داشتند و اطاعت خاقان محمود مىنمودند و مهمات ملكى و مالى خاقان در دست امير مؤيّد اىابه بود ؛ به نوعى كه هيچ مهم جزوى و كلّى بىصواب ديد او ، خاقان محمود را پيش نمىرفت . در ماه شعبان اين سال ، وقتى كه خاقان محمود در سرخس بود ، امراى غز در بلخ ، به مرو آمدند . و چون امير مؤيّد اين خبر شنيد ، با جماعتى از جوانان شيردل در عقب غزان رفته ، در مرو بر ايشان ريخت و جمعى كثير از آنها را به قتل رسانيده ، با غنايم و اموال بسيار مظفّر و منصور به جانب سرخس مراجعت نمود و به اردوى خاقان محمّد ملحق شد . و بعد از آن به‌واسطه اين دستبرد مغرور شده خاقان محمود را بر اين داشت كه « غزان را مستأصل بايد كرد تا مهمات سلطنت تو رواج و رونق پذيرد ، و الّا تا زمانى كه غزان مستولى خواهند بود ، تو را از سلطنت نامى بيش نيست . » القصّه ، خاقان محمود و امير مؤيّد به‌اتّفاق يكديگر سپاه فراوان جمع نموده متوجّه دفع غزان شدند و در ششم ماه شوّال در ظاهر مرو به‌هم رسيدند ، و در روز دوشنبه نهم ماه مذكور نايرهء قتال و جدال ميانهء ايشان بالا گرفت و شش شبانه‌روز بىفاصله ميانهء ايشان جنگ قايم بود ، چنان كه در اين مدّت هيچ‌كس دست از جنگ بازنداشت ، مگر به‌واسطه مهمى كه آدمى را ضرورى باشد . و در اين مدّت غزان طاقت مقاومت نياورده روى به گريز نهادند و باز مراجعت نموده شروع در جنگ كردند . آخر الأمر ، در نيمهء شب چهارشنبه پانزدهم شهر شوّال غزان غلبه كردند و سپاه خراسان روى به گريز نهادند و چندان مردم از سپاه خراسان به قتل رسيدند كه شمار آن مقدور بشر نبود . امير مؤيّد اىابه از آن معركه گريخته به جانب طوس رفت و خاقان محمود به جرجان افتاد . و امير مؤيّد از طوس باز به جرجان رفته به خاقان ملحق شد . غزان اين نوبت در ولايت خراسان درآمده غير از مرو به هر شهرى كه رسيدند در قتل و تاراج دقيقه‌اى نامرعى نداشتند ؛ چنانچه در سرخس ده هزار آدمى را به قتل رسانيدند و همچنين طوس را قتل‌عام كردند و تتمه اين سال كه عبارت از نيمهء شوّال و تمامى ماه ذيقعده و ذيحجه باشد ، غزان در تاخت و تاراج ولايت خراسان هيچ تقصير نكردند . و در اوايل سال آينده غزان جمعى از بزرگان خود را به جرجان فرستاده و پيش خاقان محمود پيغام دادند كه