قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3153
تاريخ الفي ( فارسى )
به صوب خوارزم منعطف داشت . امرا و اعيان دولت در راه استقبال او كرده به شرف بيعت او مشرّف شدند . و جمعى از امرا ، خصوصا اتابك اغل بيك « 1 » ، مىخواستند كه سليمانشاه بن اتسز را بر سرير سلطنت نشانند ، امّا ايل ارسلان پيشدستى نموده آن جماعت را از ميان برداشت و برادران را ميل كشيد تا آنكه مادهء فتنه بر طرف شد . و در روضه الصفا مسطور است كه چون جنازهء اتسز خوارزمشاه را بيرون آوردند ، رشيد وطواط همراه جنازه مىرفت و مىگريست و به آواز بلند اين دو بيت مىخواند : شاها ! فلك از سياستت مىلرزيد * پيش تو به طبع ، بندگى مىورزيد صاحبنظرى كجاست تا درنگرد * تا اينهمه مملكت به آن مىارزيد ؟ و از جمله وقايع اين سال آنكه در هفتم شهر جمادى الآخر ابو الفوارس محمّد بن ارسلانشاه « 2 » ، صاحب كرمان ، وفات كرد و پسرش سلجوقشاه به جاى او بر سرير حكومت ولايت كرمان قرار گرفت . و هم در اين سال ملك مسعود بن قلج ارسلان بن سليمان بن قتلمش سلجوقى ، صاحب قونيه روم ، وفات يافت و پسرش قلج ارسلان « 3 » به جاى پدر بر سرير حكومت نشست . و از جمله وقايع اين سال آنكه عبد المؤمن به حيلهاى كه مذكور مىشود از جميع امرا و اعيان دولت موحّدين جهت پسر خود ، محمّد ، بيعت گرفت و او را ولىعهد خود گردانيد . و حيله آن بود كه در ميان موحّدان ، عمر هنتانى مردى عظيم الشأن بود و جميع موحّدين او را به سلطنت قبول داشتند و بعد از عبد المومن او را قرار داده بودند كه پادشاه گردانند . و [ 101 الف ] چون عبد المؤمن اين معنى را مىدانست ، در مقام آن شد كه نوعى شود كه از موحّدين در ايام حياتش جهت پسر خود بيعت گيرد تا سلطنت از خانوادهء او بيرون نرود . و در
--> - مرگ وى را جوينى ( چاپ قزوينى ، ج 2 ، ص 11 ) و ابن اثير ( ذيل وقايع 551 ه ) هردو ، نهم جمادى الثانى 551 هجرى ذكر كردهاند . ( 1 ) . اغل بك با اغلبك ، اتابك سليمانشاه بن اتسز . ( 2 ) . در سال 537 ه . ق . با ظهور ناگهانى اختلاف و تعدى در دوران پادشاهى ديرپا و آرام ارسلانشاه محمّد ، قدرتمندترين پسران ارسلانشاه ، بر پدر دست يافت و وى را كشت و سپس قريب به بيست تن از برادران و برادرزادگان را به زندان افكند و بر چشمهايشان ميل كشيد . وى با لقب " مغيث الدنيا و الدين " چهارده سال پادشاهى نمود . محمّد بن ابراهيم ، مورخ محلى ، وى را به خاطر دادن وظيفه و مستمرى به علما و مؤسسات خيريهاى كه جهت طالب علمان تهىدست بنا كرده بود ، مىستايد . وى از اخترشمارى حمايت مىكرد و در ترويج اين علم مىكوشيد و تاليف زيج و تقويم را تشويق مىكرد . - محمّد بن ابراهيم ، تاريخ سلجوقيان كرمان ، ص 39 به بعد . ( 3 ) . مراد عزّ الدّين قلج ارسلان دوّم ( 551 - 584 ) پنجمين پادشاه سلجوقيان روم است كه پس از هشتاد سال فترت از زمان روىكار آمدن سليمان ، جد سلجوقيان روم در سال 470 هجرى ، دربارى باشكوه پديد آورد و او و فرزندانش با حمايت از شاعران و نويسندگان ، موجب ايجاد آثار فارسى ارزندهاى در آن ديار شد . - دكتر محمّد امين رياحى ، زبان و ادب فارسى در قلمرو عثمانى ، 33 .