قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3148
تاريخ الفي ( فارسى )
« ما در مخالفت ايشان غير از آنكه شيخ و بزرگ ما پيش ايشان است هيچ تعلّقخاطر ديگر نيست . » عمر از زبان پدر خود آنچه به او گفته بود و نصيحت كرده ، به ايشان گفت . پس اهالى مدينه سفاقس بالتمام با عمر بن ابو الحسن بيعت كرده قرار به آن دادند كه فردا جمعى از ايشان [ 99 ب ] بر سور شهر برآمده به محافظت شهر قيام نمايند . و چون اين خبر به غليالم رسيد ، كس به طلب ابو الحسن فرستاده او را حاضر گردانيد و آنچه پسرش كرده بود ، به وى اظهار نمود و گفت : « تو الحال به پسر خود بنويس كه از كرده پشيمان شده باز در مقام اطاعت و انقياد درآيد و از كرده و عاقبت كار ملاحظه نمايد ، و ديگر اينچنين جرئت نكند . » ابو الحسن گفت : « كسى كه اينچنين امرى را اقدام نموده باشد ، هرگز به كتابت من امر خود را معاف نخواهد داشت . اگر او را پرواى من مىبود هرگز اين نوع جرئت نمىنمود . » غليالم چون اين جواب معقول از ابو الحسن شنيد ، خود مكتوبى تهديدآميز به او نوشته ، يكى از فرنگان معتمد خود را پيش او فرستاد . عمر بن ابو الحسن روز اوّل فرستادهء پسر رجار را در شهر بگذاشت و صباح روز تمامى اكابر و اعيان آن شهر با جنازه [ اى ] بيرون آمدند و صاحب آن جنازه را در موضعى دفن نموده به شهر بازگرديدند . و اين جنازه بيرون بردن و دفن كردن ، همه در حضور ايلچى غليالم بود . بعد از آن عمر بن ابو الحسن نزد آن ايلچى كس فرستاد كه « جواب تو اين است كه ديدى . يعنى اعتقاد ما اين است كه غليالم مرد و ما او را در گور كرديم . » و چون فرستاده غليالم بازگشت و اين خبر به او رسانيد ، آتش غضب او مشتعل گشت و در ساعت فرمود تا ابو الحسن را بر دار كشند . و آن مرد بالاى دار به ذكر حق سبحانه تعالى مشغول بود ، تا آنكه درگذشت . و چون عمر بن ابو الحسن اين مهم از پيش برد ، ابو يحيى « 1 » بن مطروح نيز در طرابلس مغرب اظهار مخالفت نموده فرنگان و نصارا را كه در آن شهر بودند به قتل رسانيده ، مدينه طرابلس را متصرف شد . همچنين محمّد بن رشيد در مدينه قابس « 2 » جميع فرنگان و نصارا را به ضرب تيغ بىدريغ هلاك گردانيده و شهر قابس را به حوزهء تصرّف خود درآورد . و در همين سال عبد المؤمن نيز فوجى از سپاه خود را فرستاده شهر نوبه را از دست عمال و نوّاب غليالم انتزاع نموده در حيطه تصرف خود درآورد و غير از مهديه اكثر بلاد افريقيهء مغرب از دست فرنگان بيرون رفت . و عمر بن ابو الحسن چون بر حوالى و نواحى شهر سفاقس استيلا يافت ، كس به اهالى شهر زويله ، كه مسافت ميانهء آن شهر و مهديه دو ميل بيش نيست ،
--> ( 1 ) . الكامل : ابو محمّد . ( 2 ) . رجوع شود به پاورقى 3 ، صفحه 2821 كتاب .