قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3120
تاريخ الفي ( فارسى )
عبد الملك ، و حسين « 1 » بن عبد الحميد رازى و امثال ايشان بسى از مردم خوب در اين مرتبه به قتل رسيدند و چندان خزاين كتب سوختند كه محاسب و هم از شمارهء آن عاجز بود . بعد از آن ، به محاصرهء شارستان « 2 » رفتند . و چون سور آن بلده بسى محكم بود و اهالى آن نيز در جنگ و جدل كمال اهتمام و سعى مبذول داشتند ، آنجا كارى نساخته به جانب جوين رفته آن بلده را نهب و غارت نمودند و به جانب بحرآباد - كه از اعمال جوين است - رفته آن قصبه را نيز نهب و غارت نمودند . و از آنجا به جانب اسفراين رفته آن شهر را نيز مانند شهرهاى ديگر غارت نمودند و اهالى آن بلده را به قتل رسانيدند . و از جمله اعيان كه در اسفراين به قتل رسيدند يكى عبد الرشيد اشعثى « 3 » بود كه مدّتى مديد از اعيان دولت سنجر بود و قبل از اين فتنه به مدتى مديد ترك ملازمت سلطان سنجر كرده به تحصيل علوم و عبادت حق سبحانه اشتغال داشت . و همچنين ابو الحسن قندورجى « 4 » كه در جميع علوم متبحّر بود و در علم ادب مقتداى زمانه بود در اين فتنه [ 93 ب ] در اسفراين كشته شد . بعد از آن باز غزان به جانب نيشابور مراجعت نمودند و به استعداد متوجّه شهرستان « 5 » شدند ؛ چه ، به ايشان رسيده بود كه اكثر مردم آن نواحى اسباب و اموال خود را به شهرستان برده در آنجا جمعيت نمودهاند . و اين نوبت چندان هجوم بر شهرستان بردند كه اهالى آن بلده از مقاومت آن جماعت درمانده عاجز شدند . و ايشان جبرا و قهرا به شهرستان درآمده قتل عام كردند و چندان اسباب و اموال از آن شهر بيرون بردند كه حساب آن مقدور نبود . القصّه ، غزان در خراسان كارى نكردند كه شرح آن به نوشتن يا به گفتن ادا توان نمود . مع هذا بندگان سليمانشاه ، ظالم طبيعت ظاهر شد و مردم از وى بسيار متنفر شدند . بنابراين ، كار او رواج و رونق نيافت . و در اين اثنا ، در ماه شوّال وزير سليمانشاه ، طاهر بن فخر الملك بن نظام الملك - كه به قدر وسع خود مردم خراسان را رعايت مىكرد - نيز ، وفات يافت . سليمانشاه بعد از فوت او پسرش ، ابو على حسن بن طاهر ، را وزير خود ساخت . « 6 » امّا روز به
--> ( 1 ) . الكامل : حسن . ( 2 ) . شارستان قسمتى از شهر را مىگفتند كه مانند قلعه گرداگردش ديوار كشيده شده بود . ( 3 ) . ق ، ش . عبد الحسين اشعبى . ( 4 ) . ق : ابو الحسن قدورى ؛ ش : قدوى فندورجى منسوب است به قريهاى در نواحى نيشابور . سمعانى ، الانساب . ( 5 ) . شهرى است به فاصلهء سه روز از نسا . محمّد شهرستانى صاحب ملل و نحل ، از آنجاست . ( 6 ) . پس از قتل ابو القاسم درگزينى به دست طغرل ثانى در شوال 527 كه در حقيقت صدارت سلطان سنجر در خراسان هم خالى ماند ، سنجر پس از گذشت هفت ماه از اين ماجرا ، طاهر بن فخر الملك را به وزارت خود برگزيد . صدارت وى مدت نوزده سال به طول انجاميد و تا جمادى الاول سال 548 كه سلطان سنجر به دست غزان اسير افتاد ، در اين منصب باقى بود . در ششم اين ماه كه امراى سلطان سنجر ، سليمانشاه بن محمّد را از همدان به مرو آوردند و او را بر سرير سلطنت نشاندند ، طاهر بن فخر الملك دوباره وزارت را به دست آورد . ولى اينبار صدارت وى ديرى نپاييد . در شوال همين سال درگذشت و سليمانشاه پسر او ، نظام الملك ابو على قوام الدين حسن را جانشين او كرد .