قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3119

تاريخ الفي ( فارسى )

عمارات او را و مساجد و رباطات را خراب كردند و سوختند . و امرا و اعيان و سرداران سلطان سنجر ، از سلطان مفارقت نموده به نيشابور رفتند و سليمان شاه بن سلطان محمّد را بر سرير سلطنت نشانيده و در نهم شهر جمادى الآخر اين سال خطبه و سكّه به نام او خواندند . و در همين ماه جماعتى از سپاه سلطان سنجر اتّفاق نموده بر طايفه‌اى از غزان شبيخون زده جمعى كثير از ايشان به قتل رسانيدند و بقيّة السّيف آن طايفه گريخته خود را به امراى غز رسانيدند . در اين وقت سليمانشاه در نيشابور سامان و سرانجام لشكر نموده با سپاه انبوه متوجّه مرو شد . غزان چون خبر توجّه سليمانشاه شنيدند ، ايشان نيز به استعداد تمام - كه از غارت بلخ و مرو و چندين قصبهء ديگر و اسباب خزاين سنجرى به‌هم رسانيده بودند - متوجّه جنگ سليمانشاه شدند . اين نوبت به مجرّد آنكه سپاه خراسان را چشم به لشكر غزان افتاد ، بىتوقّف سراسيمه شده روى به گريز نهادند . « 1 » غزان تعاقب ايشان نموده به شهر نيشابور درآمدند و شروع در قتل و غارت نموده آن شهر را نيز مثل بلخ خراب مطلق ساخته به جانب طوس - كه معدن علما و فضلا و زهّاد و صلحا و اتقيا بود - رفته ، تمامى بلاد ولايت طوس را نهب و غارت كردند و اهالى آن بلاد را به قتل رسانيدند غير از ( مشهد مقدّس ضامن ثامن ، سلطان اقليم ولايت ، جناب علىّ بن موسى الرضا ، عليه و آبائه و ابنائه آلاف التّحيّة و الثّناء ) « 2 » كه پيران آن شهر مقدّس را اصلا نكشتند . و از جمله اعيان طوس كه در اين فتنه بر دست غزان كشته شدند يكى [ شيخ الشيوخ شهر ] محمّد بن محمّد [ بود ] . و از صلحا و اتقياى آن ولايت بسيار كشته شدند . و در ماه شوّال سال آينده باز غزان از ولايت طوس به جانب نيشابور مراجعت نمودند . و اين نوبت آن‌مقدار قتل و كشش در ولايت نيشابور كردند كه چون مقتولان دو محلّه از محلّات را شمردند در هر محلّه پانزده هزار مرد غير از اطفال و زنان كشته شده بودند . و از اعيان علما غير از جماعتى كه سابقا قلمى شده عبد الرحمان بن عبد الصمد [ اكاف ] - كه از زهّاد آن زمانه بود - و احمد بن حسين كاتب [ نوهء ] قشيرى ، و ابو البركات فراوى ، و امام على صبّاغ متكلّم ، و احمد بن [ محمّد بن ] حامد ، و عبد الرحمان و عبد الوهاب ملقابادى « 3 » ، و قاضى صاعد بن

--> ( 1 ) . شكست فضاحت‌بار سليمانشاه نشان داد دربرابر دو نيروى جدايىطلب ، يعنى امراى جاه‌طلب سلجوقى - كه سليمانشاه را بر سرير قدرت نشاندند - و غزان ويرانگر ، انتخاب وى كار عبثى بود . در اين مقطع حساس كه به رهبرى نيرومند نياز بود ، سليمانشاه ثابت كرد كه پادشاهى ضعيف و نالايق است ؛ هرچند كه از ديرباز در دربار به سر برده بود و در خطبه‌ها از وى به‌عنوان ولىعهد ياد مىكردند . ( 2 ) . ق : ( مشهد مقدّس ضامن ثامن رضا ، صلوات اللّه عليه و سلامه عليه ) . ( 3 ) . الكامل : عبد الوهاب ملقابادى .