قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2982
تاريخ الفي ( فارسى )
انداخته امان خواستند . امّا امير اتابك به آن سخن التفات نمىنمود و قرار به آن داده بودند كه قلعه را قهرا و جبرا گرفته يك جاندار از ايشان نگذارد كه بيرون روند . و چون فرنگان را از هيچجا خبر نمىرسيد ، اضطراب و سراسيمگى ساعة فساعة بيشتر مىشد ؛ كه در اين اثنا خبر به امير اتابك رسيد كه قيصر روم با تمامى لشكرهاى خود متوجّه اينجانب شده عن قريب است كه مىرسد . امير اتابك از شنيدن اين خبر متأمّل شده شروع در كوفتن قلعه نمود و در باب جنگ اهتمام بيشتر فرمود . چون فرنگان هيجان مشاهده كردند ، بار ديگر در مقام تضرّع و زارى درآمده مبلغ پنجاه هزار دينار غير از آنچه در آن قلعه از خزاين و دفاين ايشان بود قبول نمودند ، كه امير اتابك ايشان را گذاشته كه پياده اهل و عيال خود را دست گرفته ، بىهيچچيز ، از قلعه بيرون آمده به ولايت خود روند . امير اتابك چون خبر آمدن قيصر روم شنيده بود ، اين نوبت التماس ايشان را مبذول داشته فرمود تا سپاه اسلام دست از جنگ ايشان بازداشتند . و فرنگان به تمامهم از قلعه بيرون آمده پياده و بدحال متوجّه ولايت خود شدند . در اثناى اين حال خبر شنيدند كه قيصر روم با لشكر بىكران به امداد ايشان آمده . فرنگان از شتاب خود پشيمان شدند ، امّا چون قلعه به تصرّف امير اتابك آمده بود ، پشيمانى سود نداشت . دانستند كه در محاصرهء قلاع اصل آن است كه قلعه را آنچنان محاصره نمايند كه از هيچ رهگذر خبر از بيرون به اندرون نرسد ، و الّا به مجرّد شنيدن خبر مدد ، اهالى قلعه صبر مىكنند و زحمت گرسنگى بر خود قرار مىدهند . القصّه ، چون قيصر روم از راه دريا به انطاليه « 1 » رسيد ، خبر شنيد كه امير عماد الدّين اتابك زنگى قلعهء بعرين را متصرّف شده ، بنابراين ، چند روز قيصر روم در انطاليه توقّف نمود تا كشتىها كه در عقب مانده بودند رسيدند . و چون اسباب و سلاح او تمامى به وى رسيد ، متوجّه ولايت ليون « 2 » ، كه والى ولايت أرمن بود ، شده ، اوّلا شهر نيقيّه « 3 » را جبرا و قهرا گرفت - و بعضى گويند اهالى نيقيه به مالى كه جهت قيصر فرستادند ، خود را از دست وى خلاص كردند . بعد از آن ، متوجّه مدينهء ادنه و مصّيصه شده آن دو شهر را نيز فتح نمود . ليون ارمنى در ميان [ قلاع ] دوروب درآمده متحصّن شد . قيصر روم بر سر آن قلعهها رفته همه را فتح نمود . ليون ارمن چون طاقت مقاومت قيصر نداشت در مقام اطاعت و انقياد قيصر درآمده تحف و نفايس بسيار جهت قيصر فرستاد . و قيصر باز ولايات او را به او سپرد . چون اين خبر به جزيرهء قبرس و شهر مينا « 4 » و اسكندريه رسيد ، اهالى آن ديار پيشكشهاى
--> ( 1 ) . هرسه نسخه : انطاكيه . انطاليه از مشاهير بلاد روم . ( 2 ) . هرسه نسخه : ليوان . الكامل : ابن ليون . ( 3 ) . هرسه نسخه : سقيه . مراد شهر نيكياست كه امروز « ازنيق » خوانده مىشود . ( اعلام المنجد ) ( 4 ) . در متن به صورت « شهر عمومينا » آمده است . مينا : نواحى ساحلى مصر .