قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2983
تاريخ الفي ( فارسى )
لايق از همهچيز بههم رسانيده جهت قيصر فرستادند و اظهار اطاعت و انقياد قيصر كردند . قيصر به اطاعت ايشان راضى شده همه را به حال خود گذاشت و عنان عزيمت به صوب قسطنطنيه منعطف داشت . همانا اگر قيصر روم به مجرّد اطاعت و پشكيش راضى نمىشد و در مقام گرفتن آن بلاد از دست حكّام ايشان به جدّ مىشد ، كار بر وى آنچنان شوريده مىگشت كه اصلاح آن به آسانى ممكن نبود . و در اين سال مؤيّد الدّوله ابو الفوارس مسيّب « 1 » بن علىّ بن حسين را كه به ابن الصوفى اشتهار داشت ، از قلعهء صرحذ « 2 » دمشق به دمشق آمد و رياست دمشق به او تعلّق گرفت . و از جمله وقايع اين سال آنكه جمعى از رفيقان كيابزرگ اميد به ديه پل آمده هفتاد كس را كشتند ، و سى نفر را به اسيرى گرفتند و چهارصد گاو و هزار گوسفند و دويست درازگوش گرفته به جانب ألموت فرستادند . و خود باز به جانب دز خروس رفتند . چون به نواحى دز خروس رسيدند ، قراسنقر با جمعى كنيز بيرون آمده در مقام مدافعه شد . آخر الأمر ، بعد از جنگ و جدل بسيار قراسنقر كشته شد . [ 63 الف ] و پسران بازدار احمد و الياس با چند كس از اعيان و معتبران به قزوين آمده از رفيقان امان خواستند . و گفتند « خواه كه پادشاهان ما به شما صلح داشته باشند يا جنگ ، ما هرگز به شما خصمى نمىكنيم . » و بر اين معنى سوگندان غلاظ و شداد نمودند . آخر الأمر ، همه را دروغ كرده باز در مقام قتال و جدال شدند . و باز طائفهاى ديگر از رفيقان در همين سال به ولايت طارم درآمده شهر برك را ، كه آن را قصر البردين گويند ، به جنگ گرفتند و قلعهء آن را نيز مسخّر گردانيدند . و پانصد كس را در آنجا به قتل رسانيدند و پنجاه نفر را اسير و دستگير نموده به جانب ألموت فرستادند و غنايم از اسباب و اموال و چهارپا ، از اسب و استر و گاو بىشمار بهدست آورده شهر برك را خراب كردند . و در اين سال رئيسان و كدخدايان ده شير را ، كه دعوت ايشان قبول كرده ، به حال خود گذاشتند ، بلكه از ولايت طارم بعضى جاىها را به ايشان دادند . و در اين سال از اكابر فقهاى شافعيه ، محمّد بن ثابت خنجدى ، كه در اصفهان پيشواى شافعيه بود و مدتى مديد مدرّس مدرسهء نظاميهء بغداد بود ، وفات يافت .
--> ( 1 ) . ق ، ش : ابو الفوارس بن المسيب . ( 2 ) . شهر و قلعهاى در حران از اعمال دمشق . - ياقوت ، معجم البلدان .