قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3078
تاريخ الفي ( فارسى )
[ 83 ب ] فتح نموده به مردم خود سپرده و چندين مستحفظ در آنجا گذاشته به جانب حلب مراجعت نمود . و فرنگان چون اين خبر شنيدند نااميد و مأيوس بازگشته چاره غير از آن نديدند كه با نور الدّين محمود از در مصالحه درآمده باشند . بنابراين ، كس نزد نور الدّين محمود فرستاده التماس مصالحه نمودند و تحف و هداياى لايقه جهت ملك نور الدّين محمود فرستادند . و نور الدّين محمود التماس ايشان را قبول نموده امسال بر ولايت ايشان نرفت . و از جمله وقايع اين سال آنكه سليطين « 1 » ، صاحب طليطله ، كه اصل نامش ادفونس « 2 » بود و به سليطين اشتهار يافته ، و او از ملوك جلّالقه « 3 » بود ، كه از بزرگترين قبايل فرنگاند ، با چهل هزار نفر از فرنگان به قصد تسخير مدينهء قرطبه آمده آن شهر را محاصره نمود . و چون اين خبر به مراكش كه دار السلطنهء عبد المؤمن بود رسيد ، عبد المؤمن در ساعت ابو زكريا يحيى بن تومرت « 4 » را با لشكرى انبوه به جنگ سليطين تعيين نمود . و چون ابو زكريا به نواحى قرطبه رسيد ، معلوم شد كه سر راه را سپاه سليطين گرفتهاند . بنابراين ، ابو زكريا آن راه را گذاشته به كوهستان درآمد . و مدّت بيست و پنج روز در آن كوهستان سرگردان شده خود را به كوهى كه مشرف بر شهر قرطبه بود رسانيد . و از آنجا كه ابو زكريا راه راست را گذاشته به كوهستان درآمده بود - تا قرطبه چهار روز راه بود - اكنون مسافت چهار روز راه را به بيست و پنج روز قطع كرد ، و خود را بر سر آن كوه بلند رسانيد . و چون سليطين كه در دور شهر قرطبه فرود آمده بود لشكر بسيار بر سر كوه مشاهده نمود ، دانست كه اين سپاه از جانب مراكش به امداد اهل قرطبه آمدهاند . فى الحال ، طبل رحيل كوفته ، از دور شهر قرطبه برخاست . مقارن كوچ كردن سليطين ، قائد ابو الغمر « 5 » ، كه از قبل عبد المؤمن والى قرطبه بود ، و در ميانهء جزيرهء اندلس به شجاعت و نجدت اشتهار داشت ، از شهر بيرون آمده متوجّه كوه شد . و چون پيش ابو زكريا رسيد ، در ساعت او را از بالاى كوه درآورده به شهر قرطبه داخل كرد . روز ديگر ديدند كه آن كوه پر از سپاه فرنگ است . قائد ابو الغمر با ابو زكريا گفت كه « غرض من در اين روز فرود آمدن شما از بالاى كوه آن بود ، كه يقين مىدانستم كه سليطين از دور شهر بهواسطهء آن برخاسته كه امشب بر شما از عقب شبيخون آورده تمامى شما را آنچنان سراسيمه و مضطرب گرداند كه از بالاى كوه ، همه ، در شب تاريك خود را به پائين اندازيد و هلاك شويد . القصّه چون سليطين ديد كه سپاه عبد المؤمن به اندرون شهر قرطبه درآمدند از همانجا عنان
--> ( 1 ) . سليطين ( شاه خردسال ) نامى بود كه اعراب براى آلفونسوى هفتم ( حك : 520 - 522 ه . ق ) به كار مىبردند . وى پسر ريموند ، كنت بورگاندى بود . - ابن ابّار ، الحلة السيرا ، ج 2 ، ص 249 . ( 2 ) . در متن : « ارقوس » آمده است . ( 3 ) . منظور پادشاهان « جلّيقيّه » ناحيهاى ساحلى در شمال اندلس . ( 4 ) . الكامل : يحيى بن يرموز . ( 5 ) . وى ابو الغمر سائب از فرزندان ابن غلبون از پهلوانان و اميران اندلس بود .