قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2979

تاريخ الفي ( فارسى )

فرستاده امان طلبيد . حافظ لدين اللّه ملتمس او را مبذول داشته او را به مصر طلبيد ؛ و در قصر امارت بند كرد ، و مدتى مديد در آنجا محبوس بود ؛ و امر وزارت بر رضوان بن ريحينى قرار گرفت و او را به « ملك أفضل » ملقّب نمود . و در تاريخ ابن اثير جوزى مسطور است كه اوّل وزيرى كه در مصر به ملك ملقّب شد رضوان بود ؛ چه ، پيش از وى هيچ وزيرى از وزراى مصر به ملك ملقّب نشده بود . « 1 » و تاج الدّوله بهرام بعد از آنكه مدتى در بند ماند ، ترك دنيا نموده رهبانيت اختيار كرده در يكى از كنايس نصارا به عبادت مشغول شد . و ملك افضل در وزارت مصر استقلال پيدا كرد . و چون دو سال بدين‌منوال گذشت ، ميانهء او و حافظ لدين اللّه نفاقى به‌هم رسيد و حافظ در مقام گرفتن او شد . ملك افضل از حقيقت حال او خبر يافته در نيمهء ماه شعبان سنهء پانصد و سى و سه هجرى ، از سراى خود بيرون آمده به جانب شام گريخت . و مردم خانهء او را تاراج كرده اموال بىشمار از آنجا بيرون آوردند . و چون حافظ لدين اللّه از اين حال خبر يافت ، خود سوار شده به سراى او درآمد و آنچه از اسباب مانده بود همه را وى به خزانهء خود فرستاد . و ملك افضل در ماه ذيقعدهء سال مذكور به ملازمت امين الدّين تكشتگين « 2 » ، والى دمشق ، رسيده اعزاز و اكرام تمام يافت . بعد از يك سال ، امين الدّين تكشتگين لشكرى همراه او نمود كه به مصر رفته آن ولايت را از براى او بگيرد . القصّه چون ملك افضل با لشكرى انبوه از شاميان به حدود مصر رسيد ، از آن جانب نيز حافظ لدين اللّه لشكرى آراسته به دفع او نامزد فرمود . قريب به باب النصر هردو طائفه به‌هم رسيدند و آتش قتال و جدال ميانهء هردو طائفه بالا گرفت . ملك افضل در آن معركه داد شجاعت و مردانگى داده آن‌چنان ثبات قدم ورزيد كه هيچ اميرى و سردارى را به آن شجاعت و مردانگى نشان نمىدهند . القصّه ، مصريان طاقت مقاومت [ 62 الف ] نياورده روى به گريز نهادند و اكثر ايشان در معركه به قتل رسيدند و ملك أفضل بعد از فتح ، سه روز در باب النصر توقّف نمود . اتفاقا بعد از سه روز حافظ لدين اللّه به وعدهء درم مردم را فريب داده از ملك افضل بازگردانيد ؛ چنانچه اكثر مردم از وى مفارقت كرده به اطراف و جوانب رفتند . چون ملك افضل اين حال را مشاهده نمود با معدودى چند ، كه با وى بودند ، عنان عزيمت به جانب شام منعطف داشت . و حافظ لدين اللّه از معاودت او انديشيد كه مبادا اين نوبت ، لشكرى ديگر آورده مصر را از دست وى بگيرد . بنابراين ، امير ابن مصّال « 3 » را كه از جمله امراى او بود ، نزد ملك أفضل

--> ( 1 ) . الكامل ، ج 11 ، ص 48 . ( 2 ) . الكامل : كمشتكين . ( 3 ) . ق : امير رمضان ؛ ش : امير بن مضان .