قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2980
تاريخ الفي ( فارسى )
فرستاده ، به عهد و پيمان ، كه بعد از اين قصد او نكند و در مقام بدى او نباشد ، به مصر بازگردانيد . چون افضل به مصر رسيد ، حافظ لدين اللّه اهل و عيال او را نزد او فرستاده در قصر خود او را جاى داد و نگاهبانان بر وى گماشت كه مردم را از تردّد وى مانع شوند و نگذارند كه وى با هيچ احدى آشنايى كند . و مدّت نه سال ملك افضل در آنجا محبوس بود . بعد از آن ، در سنهء پانصد و چهل و سهء هجرى ، آن قصر را نقب زده بيرون رفت ، و از نيل مصر گذشته خود را به جيزه « 1 » رسانيد . و در آنجا مغاربه بر وى جمع شدند . پس به اتفاق مغاربه باز به طرف مصر به جنگ ايشان روانه شد . در پهلوى جامع ابن طولون « 2 » ، ميانهء ملك أفضل و مصريان جنگ واقع شد . بالاخره مصريان طاقت مقاومت نياورده روى به گريز نهادند . و ملك افضل از روى استقلال به قاهره درآمده كس پيش حافظ لدين اللّه فرستاد و از وى كه مقرّر بود كه به وزرا مىداده باشند ، طلبيد ، كه بر سپاه قسمت نمايد . حافظ لدين اللّه بيست هزار دينار جهت او فرستاد و ملك افضل آن را بر سپاه قسمت نمود و بار ديگر كس فرستاده از وى زر طلبيد . اين نوبت نيز حافظ لدين اللّه بيست هزار دينار فرستاد . ملك افضل بعد از تقسيم ، باز كس فرستاده زر طلبيد . او نيز در اين مرتبه بيست هزار دينار فرستاده بود ، امّا مردم را آنچنان از وى روى گردانيده بود ، كه مردم از وى زر مىگرفتند و به جانب حافظ مىرفتند . و بندگان ملك افضل از كمال غرورى كه داشت ، از اين حال غافل بود كه به يك بار خبر رسيد كه اينك حافظ لدين اللّه با حشم بسيار از غلامان خود و سپاه مصر دررسيد . ملك افضل چون اين خبر شنيد ، سراسيمه شده برخاست كه سوار شود و خدمتكاران او مستعد شده مىخواستند كه شوار شوند كه پيادههاى مصر رسيدند ، و يكى از ايشان از عقب ملك افضل درآمده آنچنان شمشيرى بر گردن او زد كه سرش چند قدم پيش افتاد . پس ، سر را برداشتند و نزد حافظ لدين اللّه آوردند . حافظ فرمود كه سر او را به اندرون قصر برند و بر كنار زنش نهند . چون زنش آن را ديد گفت كه « مردان چنين باشند . » بعد از كشته شدن ملك افضل ، حافظ لدين اللّه مهمّات از پيش خود گرفته هيچ احدى را وزير نساخت . و از جمله وقايع اين سال آنكه در ماه شوّال امير اتابك زنگى از موصل لشكرى انبوه بههم رسانيده متوجّه تسخير قلاع فرنگ كه از ولايت شام متصرّف شده بودند ، گشت و اوّلا ، قلعهء بعرين را ، كه از مشاهير قلاع آن ديار بود و فرنگان به آن قلعه اعتمادى تمام داشتند و هرگز در
--> ( 1 ) . شهركى در ناحيهء غربى فسطاط مصر . - ياقوت ، معجم البلدان . ( 2 ) . يكى از كهنترين مساجد جهان اسلام در مصر . ساختهشده به دستور احمد بن طولون در ناحيهء القطايع در حومهء فسطاط . - دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 4 ، ص 152 .