قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2306
تاريخ الفي ( فارسى )
صفر تا قريب به نيمهء شهر ربيع الأوّل ، هرروز ميانهء اين دو فرقه محاربه قائم بود تا آنكه ، از قبل اهل سنّت مردى هاشمى به قتل رسيد و او را پهلوى امام حنبل دفن كردند و در عوض انتقام او ، جمعيّت نموده به مشهد امام موسى كاظم ( ع ) و محمّد جواد ( ع ) رفته بعد از نهب و غارت حريم آن معصومين ، آتش در آن مشهد مقدّس انداختند كه تمامى آن روضه سوخت و قبور اكثر بنى بويه و وزراى ايشان كه به اعتقادى كه داشتند در وقت وفات وصيّت مىفرمودند كه ايشان را در آن مشاهد دفن كنند نيز بسوخت ؛ چه ، قبور بنى بويه كه قبر اكثر عباسيّه مثل جعفر بن منصور و محمّد امين بن هارون الرّشيد و مادرش زبيده خاتون نيز در آنجا بسوخت . و در مقابل ايشان ، عوام شيعه نيز در هرجا كه بر قبرى از قبور ائمه و مقتدايان ايشان دست مىيافتند ، مىسوختند . القصّه ، تعصّب عوام هردو طايفه به جايى رسيده بود كه اصلاح آن الى يومنا هذا ممكن و مقدور نيست . نعوذ باللّه من تعصّبات العوام و اعتقاداتهم المهلكه « 1 » . و در اين سال ، در بغداد قحط و گرانى عظيم پيدا شد و در اثناى قحط ، وبايى پيدا شد كه مردم را فرصت غسل و تكفين موتى نمىشد ، و لهذا اكثر ايشان را بىغسل و كفن دفن مىكردند . و هوا آنچنان كدورت گرفته كه آدمى صحيح و سالم به مجرّد نفس كشيدن از هم مىگذشت . و مگس به مرتبهاى رسيده بود كه سطوح و سقوف خانههاى آن ديار تمامى سياه مىنمود و قطعهقطعه مگس به طريق ابر سياه در هوا حركت مىكرد . و ابن جوزى در المنتظم آورده كه در اين سال ، گرانى و و با در اكثر بلاد عام شد ؛ چنانچه در مكّه و حجاز و ديار بكر و موصل و بلاد روم و خراسان و بلاد جبال و اكثر اطراف و اكناف عالم ، فساد هوا به مرتبهاى رسيده بود كه مانند شربت زهر هلاهل استنشاق آن امان نمىداد ، و لهذا اكثر مردم كه از تعديل هوا و تدبير منازل خود عاجز بودند و بر تقويت اعضاى رئيسه و تبديل مزاج قدرت نداشتند هلاك شدند ؛ چنانچه در مصر سه نفر به عزم دزدى ، خانهء يكى از اغنياى آن بلده را نقب زدند . اتّفاقا ، هر سه در آنجا بمردند ؛ يكى در سر نقب جانب بيرون خانه ، يكى بر سر ديگر كه در اندرون خانه داشت ، و ثالث بر سر صندوقى كه مىخواست از آنجا چيزى برآرد . و در المنتظم ابن جوزى مسطور است كه در عشر ثانى ماه جمادى الآخر اين سال ، وقت شام كوكبى دنبالهدار در بغداد ظاهر شد كه درازى دنبالهء او تخمينا ده گز شرع مىنمود و عرض او يك گز مشاهده مىشد و تا نيمهء ماه رجب همچنان مىنمود . بعد از آن ناپديد گشت . و در آن وقت جمعى از ثقات كه بر قول ايشان اعتبار بود نقل مىكردند كه در ابتداى
--> ( 1 ) . پناه بر خداى از تعصبهاى مردم عامى و اعتقادهاى هلاككنندهشان . - و .