قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2307

تاريخ الفي ( فارسى )

دولت علويّه كه هنوز ايشان بر مصر استيلا نيافته بودند ، در مصر نيز اينچنين كوكب ظاهر شد ، تا آنكه خلفاى علويّه ديار مصر را از عباسيّه انتزاع نمودند . و اين وقت نيز وقت انتقال دولت ديالمه به سلجوقيّه اين كوكب نمودار شد ، و لهذا اعتقاد مردم دانا كه به تجربه و استقرا از ظهور حوادث كبرى كه عبارت از انتقال دولت است از طايفه‌اى كه به واسطهء كفران نعمت الهى ، مستحقّ غضب نامتناهى شده باشند به طايفه‌اى ديگر كه به واسطهء شكرگزارى منعم حقيقى و اطاعت و فرمانبردارى او استعداد و استحقاق پيدا كرده باشند قبل از وقوع آن ، اخبار و انذار مىنمايند آن است كه ظهور اينچنين كوكبى نمىشود ، إلّا در وقت انتقال دولت از قومى به قومى ديگر . و از جمله وقايع اين سال آنكه بساسيرى به امداد المستنصر باللّه علوى و به اتّفاق نور الدّوله دبيس « 1 » كه او نيز به واسطهء تشيّع و تعصّب در آن ، از سلجوقيّه نفرت فرموده اظهار شعار خلفاى علويّه كرده بود با لشكرى عظيم متوجّه موصل شدند . قريش بن بدران كه صاحب موصل بود و در سلك فرمانبرداران طغرل بيگ منسلك ، با ايشان در مقام محاربه و مقاتله درآمد و قتلمش ، پسرعمّ طغرل بيگ كه جدّ ملوك روم بود ، به اعانت او رفته بعد از تلاقى فريقين و اشتعال نايرهء جدال و قتال نسيم نصرت و ظفر بر پرچم علم بساسيرى وزيد و قريش با قتلمش روى به هزيمت نهاده از پيش بيرون رفتند و بساسيرى موصل را در حوزهء تصرّف خود درآورده خطبه و سكّه به نام المستنصر باللّه خواند . چون اين خبر ، به سمع طغرل بيگ رسيد استعداد حرب نموده با لشكرى انبوه متوجّه بساسيرى گشت و خليفه كس پيش او فرستاد كه : در اين وقت كه قحط و گرانى به مرتبه‌اى رسيده كه هيچ‌كس مثل آن ياد ندارد ، لشكركشى كردن غير از خرابى لشكر و رعيّت چيزى ديگر عايد ندارد . بنابراين ، مصلحت آن است كه سلطان چند روز توقف فرمايد كه قحط و تنگى بر طرف شود و لشكر و رعيّت قوّتى پيدا كنند و بعد از آن ، موصل گرفتن امرى است در كمال سهولت . امّا طغرل بيگ سخن خليفه را قبول نكرده با لشكرى عظيم و فيلى كه از مسعود بن محمود گرفته [ بود ] متوجّه آن صوب گشت . سپاه او به هر حدّى كه مىرسيدند تاراج مىكردند و مردم از ستم ايشان پيش خليفه به فرياد رفتند . خليفه كس پيش طغرل بيگ فرستاده از حقيقت حال ظلمى كه بر رعايا مىشد اعلام نمود . طغرل بيگ در جواب خليفه نوشت كه : « اين مقدار لشكر كه به جايى مىرود بىآنكه به مواضعى كه در سر راه ايشان باشند آسيبى به ايشان رسد متصوّر و ممكن نيست . »

--> ( 1 ) . نام كامل وى نور الدّوله دبيس بن علىّ بن مزيد اسدى است . دبيس برادرزن بساسيرى بود .